روانشناسی

آزار خواهی جنسی

آزار خواهی جنسی یا مازوخیسم: 

 

واژه مازوخیسم از نام لئو پولدفون ساخر-مازوخ نویسنده اتریشی اقتباس شده است.  او در نوشته های  خود زنانی را توصیف کرده است که هنگام آمیزش جنسی خواهان خشونت و قساوت هستند و از زجر کشیدن و تحقیر شدن لذت می برند. 

 

ویژگی اصلی این اختلال, میل شدید به تحقیر شدن -کتک خوردن- به بند کشیده شدن یا رنج بردن به هر صورت دیگری است. البته برخی از این افراد از خیالپردازی های آزارخواهانه خود که ممکن است فقط در جریان آمیزش جنسی یا استمناء{خود ارضائی} بدانها متوسل شوند, در رنجند. 

 

سایر افراد مبتلا به این اختلال, امیال جنسی آزار خواهانه را توسط خودشان یا به وسیله شریک جنسی به اجرا در می آورند. 

 

اعمال آزارخواهانه ای که ممکن است از شریک جنسی خواسته شوند عبارتند از : به بند کشیدن- لگدمال کردن- سیلی زدن- کتک زدن-بریدن- زخمی کردن-خراشیدن- سوزاندن- با گیره بستن و تحقیر کردن{مانند ادرار و مدفوع کردن شریک جنسی روی او- چهار دست و پا رفتن و عوعو کردن مانند سگ یا مورد فحاشی واقع شدن}      

 

برخی از روانشناسان , میل به تحمل درد و رنج هنگام آمیزش جنسی را ناشی از احساس گناهی می دانند که در اثر تربیت تعصب آلود نسبت به رابطه جنسی در فرد ایجاد شده است. چنین فردی تحمل درد و رنج را بهایی می داند که باید برای این لذت گناه آلود بپردازد. از این رو زجر کشیدن هنگام رابطه جنسی, بطور نخودآگاه خود را برای این عمل گناه آلود{البته از نظر دیدگاه تربیتی او} تنبیه و سرزنش می کند.

  


برچسب‌ها: زندگی جنسی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 23:50  توسط بهنام وروایی  | 

زندگى آگاهانه

+ اگاهى بالاترين تجلى زندگى است. هرچه اگاهى بيشتر باشد,زندگى متعالى تر مى شود.هرچه شکل اگاهى بالاتر باشد,سطح حيات بالاتر است. +وقتى محيط خود را بهتر بشناسيم بهتر مى توانيم در ان زندگى کنيم,درواقع اگاهى ابزار بقاست. + ما موجوداتى هستيم که اگاهى برايمان حالت ارادى دارد,اگاهى را انتخاب کنيم يا نکنيم,در واقع فرار از واقعيت ها نمونه خيانت به ذهن هستند. + زندگى اگاهانه يعنى داشتن توجه به همه انچيزهاى که روى اعمال,مقاصد,ارزشها و هدفهايمان اثر مى گذارد.زندگى اگاهانه يعنى اين که بر اساس انچه مى بينيم و مى دانيم رفتار کنيم. + اگاهى اگر به اقدام و عمل منتهى نشوند,نوعى خيانت است,بى اعتبار کردن ذهن است. + زندگى اگاهانه چيزى بيش از ديدن و دانستن است,زندگى اگاهانه يعنى بر اساس انچه مى بينيم و مى دانيم عمل کنيم.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 0:9  توسط بهنام وروایی  | 

بخش هاى پراکنده از سخنرانى دکتر

دلايل اثبات و رد خدا: 



+خداباورى و خداشناسى چندان اعتقاد سست و بى پايه اى نيست که با چند اشکال-افرادى چون ريچارد داوکينز-بتوان ان را رد کرد و پايه هاى انرا ويران کرد.



+باورى که ادميان طى قرن هاى متمادى داشته اند(باورهاى ديرپاى ادميان) انقدر ريشه دار بوده و هست که امروز مى توان از ان دفاع کرد. اين انديشه خرافى و جاهلانه اى نبوده است که با پيدايش علم به کنارى رود,بلکه عقلانيت متعلق به همه زمان هاست و گذشتگان هم ابله و بى فکر نبوده اند.




+ دو گروه خداباوران و ناخداباوران سال هاى سال است که در مقابل هم صف اراى مى کنند و در زمانه ما نيز اين جدال ادامه دارد و نبايد باور کرد که به تعبير غربيان اين اخرين(اين دوره) ميخ بر تابوت خداباورى است.


+ يکى از اصلى ترين خدمات پيامبران,معرفى خدا به مردم بوده است.



+ از نظر من بايد گوش بازى نسبت به ادعاهاى خداناباوران داشت و اينکه انها دنيا را بدون وجود خدا چگونه تفسير مى کنند يا در مورد مبدا و معاد ادميان چه نظرى دارند و...




+ در گذشته افراد بيشترى خداباور بودند(در گذشته وجود خدا بديهى بود) و افراد کمترى خداناباور بودند و مجبور به دليل اورى براى رد وجود خدا بودند.اما امروزه بر خلاف گذشته ,گويي قرار است خداباوران دلايلى براى اثبات وجود خدا بياورند.




+چه اتفاقاتى موجب اين تغييرات شده است؟؟؟ و از چه زمانى اين منازعات شروع شده است؟؟



+ سر اغاز مجادلات از قرن 16ميان علم و دين شروع شد.    

+ در ابتدا مى توان گفت مردم تک منبعى بودند و همه چيز را از متون مقدس استخراج مى کردند اما با روى کار امدن علم ,مردم به منبع معرفت بخش ديگرى دست يافتند.که عامل مهمى براى پشت کردن گروهى از مردم از دين و خدا باورى بود. البته به موازات اين عامل,رفتارستيزگرانه کليسا با مردم نيز عاملى ديگر براى خداناباورى بود.


+ البته نبايد فراموش کنيم که تقسيم شدن کليسا به کاتوليک و پروتستان(اعتراض کنندگان) زمينه اى ديگر براى شکست دين شد.



+ در کنار اين عوامل, بوجودامدن فلسفه هاى جديد متعدد نيز تاثيرگذار بود.( فلسفه هاى جديد مولود علم جديد بودن)


برچسب‌ها: سخنرانی دکتر
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آبان 1393ساعت 22:54  توسط بهنام وروایی  | 

بخش های پراکنده از سخنرانی دکتر

بنام خدا

 

با سلام خدمت دوستان عزیز

در این قسمت ,بخش های پراکنده از سخنرانی های دکتر... رو بصورت خلاصه شده قرار خواهم داد . لازم بذکر است که این بخش , به مانند دفتر پاکنویس برای بنده میماند و نباید از آن انتظار داشت که دقیق و بی کم و کاست باشد.

 

تمرین اخلاق:

 

* بنده خود را خوش چین , خرمن معرفت بزرگانی چون مولانا جلال الدین می دانم و بدنبال لقمه معرفتی از سفره این بزرگوار می باشم و آنرا با مشتاقان دیگر میان بگذارم.

* عبادت ها باید در همین عالم {علاوه بر جهان دگر} نتیجه دهند, می که می خورید باید مستی اش را در همین عالم نیز تجربه کنید.

هر عبادتی باید نشاط آور باشد. عبادت نباید زحمت افزا باشد , آدمی نباید از عبادت رنج بکشد و ملول شود بلکه باید آدمی را سبک کند , پرواز بدهد و میل او را به عبادت بیشتر کند.

نماز یکی از این عبادت هاست و بتدریج باید از نماز ی لذتی برد که شائقانه بطرف او دوید و احساس کنیم وقت چیزی رسیده است که در جای دیگر پیدا نمی شود و چند لحظه ای ما  را به جهانی می برد که با هیچ نردبانی دیگر, رفتن به اون بام و آن جهان میسر نیست.

خمس و زکات یا سایر انفاقات شما , نباید حالت مکروهانه داشته باشد , باید با نشاط ی چیزی را از خود بکنید و به دیگری بدهید و پس از این جدا کردن و کندن و دل کندن از متعلقات حقیقتا احساس سبکی کنید. این عبادتی است که معنای تقوا دارد و قرآن می خواهد یعنی شما عمل نیک کردن برایتان آسان شود.

علمای علم اخلاق گفته اند آدم نیک یا آدم راستگو کسی است که نیکی و راستگوئی به سهولت از او صادر شود. همچنین سخاوتمند کسی نیست که به زور سخاوت می کند بلکه کسی است که با کمال میل سخاوت می کند.

در تکامل روح آدمی دو مرحله داریم: 1- خود را وادار کردن به کار نیک و 2- انجام کار نیک به سهولت.

 

یکی از صفات خداوند "کریم" است یعنی بی علت و بی رشوت می بخشد و توقع چیزی از بندگان خود ندارد.

"بندگان حق کریم و بردبار //  خوی حق دارند در انجام کار"

"فتوت دادن بی علت است//پاکبازی خارج هر ملت است"

 یکی دیگر از این عبادت ها روزه است که فقط یکبار در قرآن {سوره بقره} به آن اشاره شده است. در این جا چند نکته برشمرده شده است , یکی اینکه هدف از روزه , رسیدن به تقوا است اما بلافاصله بعد از این می فرماید این "امر سهلی" است  و ایام کوتاهی است و بعد هم می گوید اگر مریض بودید, اگر زحمت داشت برای شما و طاقت فرسا بود , اگر مسافر بودید روزه نگیرید و ایام دیگری روزه بگیرید.

قرار نیست کسی از دست خدا بنالد, قرار نیست این عبادت ها شما را از خدا دورتر کند بلکه باید عبادت مایه تقرب به او شود

در جای از قرآن آمده است که گناهکاران عذابی که دارند این است که از خدا محجوب اند یعنی در حجابند یعنی نمی توانند او را ببینند.

* چنان دعا کنیم که خیر دعایمان به دیگران هم برسد.

*نه برنجیم و نه برنجانیم.

*کیست ابدال, آونکه او مبدل شود{یعنی کسانی که عوض شوند}.

نکته:ابدال یعنی صالحان- شریفان و بندگان خوب خدا.

 * عرفا می گویند خدا را با هر بهانه ای خواستن امر نیکوی است.

 


برچسب‌ها: سخنرانی دکتر
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 22:5  توسط بهنام وروایی  | 

بوستان شعر

زندگی با همه وسعت خویش

مسلک ساکت غم خوردن نیست 

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست   

 اضطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست         

زندگی خوردن و خوابیدن نیست 

 زندگی جنبش و جاری شدن است                             

 زندگی کوشش و راهی شدن است                                          

 از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند.                                                


برچسب‌ها: بوستان شعر
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 3:34  توسط بهنام وروایی  | 

اختلال خود زشت انگاری - بخش اول

بنام خدا

 

در روانشناسی اختلال خود زشت انگاری {bady dysmorphic disorder} , اختلالی است که مهم ترین تظاهر آن اشتغل ذهنی مفرط به وجود نقصی خیالی یا بزرگ نمایی شده در ظاهر است.

 

این نقص ها یا خیالی هستند و یا در صورت وجود بسیار جزئی و بی اهمیت اند که فرد به صورت افراطی از آن رنج می برد.

 

از مشخصات این اختلال این است که شخص وقت زیادی را جلوی آینه می گذارند و مدام خصوصیات ظاهری خود را با دیگران مقایسه می کند و از طرفی با سوال از دیگران درصدد جلب اطمینان از دیگران در مورد ظاهر خود هستند.

شایع ترین نگرانی های این افراد عبارت است از نگرانی در مورد سایز بدن - بدشکلی بدن - کوتاهی قد - بزرگی یا کوچکی سینه ها - رنگ پوست -مو و عضلات می باشد.

جالب این است که بعضی از این افراد , اصلا نمی دانند که این حالتها و ویژگی ها نشانه یک اختلال است بلکه فکر می کنند که در صورت یا بدنشان عیب و ایرادی فاحش وجود دارد و حالتهای منفی آنها نسبت به این بدشکلی ها کاملا طبیعی است.

 

به گفته یک روانشناس بالینی: افراد مبتلا به اختلال بد شکلی بدن { DBT } ممکن است برای برطرف کردن نقصی که هیچکس متوجه آن نیست بارها به زیر تیغ جراحی بروند و البته در نهایت هم جراحی مکرر باعث می شود ظاهر عجیب و غریبی پیدا کنند که واقعا جلب نظر دیگران را می کند.

برای مثال مایکل جکسون , خواننده پاپ را می توان نمونه کاملی از مبتلا بودن به این اختلال برشمرد.

تغییر شکل ساختار صورت او در طول زمان از جمله شکاف دار شدن چانه و باریک شدن بینی او بیانگر انجام جراحی های گسترده بر روی او بود. و تغییر رنگ صورت او بخاطر بیماری رنگ دانه های پوست که از بین رفته اند{برص} نسبت می دادند.

 

BDD یا اختلال بدشکلی بدن را می توان حد افراطی طیفی از رفتارها دانست که به ظاهرجسمی متمرکزند , مثلا چند بار عوض کردن لباس پیش از بیرون رفتن از خانه برای برخی از زنان یا وقت گذاشتن برای پوشاندن یک بخش طاس شده سر با شانه کردن مو بوسیله یک مرد, غیر طبیعی شمرده نمی شود همانطور که تصمیم گرفتن به انجام جراحی پلاستیک را لزوما نمی توان کاری نابهنجار شمرد.

 


برچسب‌ها: اختلال خود زشت انگاری
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 23:6  توسط بهنام وروایی  | 

تحقیق و پژوهش

15- سختگیری کودکان را دروغگو می کند:

 

پژوهشگران روانشناسی در کانادا هشدار دادند تنبیه بدنی یا مقررات سخت و شدید باعث می شود کودکان برای پنهان کردن خطاهای خود, بیشتر به دروغگویی متوسل شوند.

 

پروفسور ویکتوریا تالوار از دانشگاه کانادا دو گروه کودکن را که در گروه سنی 4یا 5 ساله بودند در شرایط مختلف باهم مقایسه کردند.

گروه اول در یک مدرسه خصوصی ثبت نام شده بودند که این مدرسه به روش های سنتی مثل استفاده از ترکه و فلک برای تنبیه دانش آموزان اداره می شد.

گروه دوم نیز در یک مدرسه خصوصی دیگری ثبت نام شده بودند که شیوه اداره آن با سیستم های آزادانه تر و با مقررات آسانتر بود.

 

رفتار تک تک کودکان بطور جداگانه در هر دو مدرسه تحت مطالعه قرار گرفت. در ادامه آزمایشات از کودکان خواسته شد در یک بازی "حدس بزن" شرکت کنند.

متخصصان که در این بازی با کودکان همراه بودند از انها درخواست می کردند که وقتی در اتاق تنها هستند دزدکی به اسباب بازی که داخل اتاق گذاشته شده بود, نگاه نکنند.

تقریبا اکثر کودکان وقتی تنها می شدند به رغم توصیه های متخصصان, اینکار را انجام می دادند . اما نتایج تحقیقات معلوم کرد که کودکانی که در گروه اول یعنی در مدرسه خصوصی با روش سنتی و تنبیهی ثبت نام کرده اند در پاسخ به این سوال که آیا دزدکی اسباب بازی را دیده اند تقریبا همگی شان دروغ می گفتند و جواب منفی می دادند, در حالی که کودکان در گروه دوم که در مدرسه تنبیه نمی شدند فقط حدود 50 درصد در مورد نگاه کردن به اسباب بازی دروغ می گفتند.

 

بعلاوه معلوم شد کودکانی که به دلیل تنبیه شدن توانستند بار اول دروغ بگویند در پاسخ به سوالات بعدی درباره جزئیات و مشخصات اسباب بازی,  خیلی بهتر پاسخ های غیر صحیح و فریب دهنده می دادند تا معلوم نشود که دروغ گفته اند.

 

 

16- تشخیص سریع فسردگی با آزمایش خون:

 

محققان دانشگاه نورث وسترن در شیکاگو توانسته اند یک آزمایش خون ساده را برای تشخیص افسردگی ابداع کنند. محققان امیدوارند این آزمایش بتواند بطور چشمگیری زمان تشخیص برای این بیماری را سرعت بخشیده و به درمان سریع تر منجر شود.

در حال حاضر, تشخیص افسردگی بالینی ممکن ست چند ماه به طول بینجامد زیرا پزشکان باید به این نتیجه برسند که آیا بیمار به افسردگی مبتلا بوده یا تنها احساسات طبیعی غم ناشی از یک رویداد یا تراژدی را تجربه می کند.

اکنون دانشمندان دانشگاه نورث وسترن توانسته اند 9 ماده شیمیایی را در خون شناسایی کنند که در زمان افسردگی افزایش می یابند. آنها یک آزمایش خون را طراحی کرده اند که 3 مورد از این مواد شیمیایی را برای تشخیص افسردگی اندازه گیری می کند. محققان سطوح مواد شیمیایی را در خون 32 بیمار مبتلا به افسردگی حاد سنجیده و آنها را با 32 فرد غیر مبتلا مقایسه کردند.

در پژوهشی که در مجله translational psychiatry  منتشر شده, محققان اظهار کردند: فراوانی 9 ماده شیمیایی بطور چشمگیری در افراد مبتلا به اختلالات افسردگی اساسی و گروه کنترل متفاوت بود که نشان می دهد از آن در تشخیص بالینی بهره برد.

سال گذشته محققان سازمان جهانی بهداشت اعلام کردند که افسردگی بزرگترین عامل ناتوانی پس از کمر درد در جهان  است اما اغلب توسط پزشکان نادیده گرفته می شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 18:43  توسط بهنام وروایی  | 

اندیشه خندان

بنام خدا

 

امروزه بسیاری از نحقیقات روانشناسی اجتماعی نشان داده است که وقتی به کسی محبت می کنیم{چه کلامی و چه غیرکلامی} باعث بالا رفتن سطح سروتونین {ماده ای که کمبود آن زمینه بروز افسردگی در انسان را فراهم می کند} در شخص محبت کننده - طرف مورد محبت و همچنین شاهدان و ناظران ماجرا می شود.

 

تعابیر باغ وجود - گلستان و... برای دل بعنوان مثال عارفان ارتباط مستقیم و عمیقی با شادی و نشاط اجتماعی دارد . سوال اصلی این است که ما چه اندازه می توانیم از این تعابیر الهام بگیریم؟؟

 

یکی از مهمترین عواملی که موجب انقطاع شادی می شود , وجود اضطراب و نگرانی است.

 

طی تحقیقاتی که انجام شده است  بین خلاقیت و شادی و نشاط همبستگی پیوسته ای وجود دارد, چنان که وقتی به یاس و ناامیدی محض می رسیم {که دیگر نمی توان کاری کرد} دیگر خلاقیت معنا و مفهومی ندارد. در واقع خلاقیت وقتی معنا می یابد که گزینه های متفاوت و متعدد مطرح باشد وپایه اینها امیدبخشی است.

 

با در نظر گرفتن مفهوم توکل در فرهنگ اسلامی به آثار شگفت انگیز آن پی می بریم, چون توکل کنار زدن تمام حصارهایی است که ناامیدی چه پنهان و چه آشکار ترویج- تبلیغ و تولید می کند. اگر مرکز مدیریت ذهن, توکل باشد آثار بسیار شگرف و عجیبی به جا خواهد گذاشت.

 

یکی دیگر از مهمترین تحقیقات و مباحثی که امروزه در آمریکای شمالی مطرح شده , بحث موفقیت است و پرسش از اینکه آدم های موفق چه ویژگی های دارند. به هر حال آدم های موفق نمی توانند آدم هایی بی روح و افسرده باشند , چرا که افسردگی نقطه مقابل و ضد موفقیت است.

نتایج این تحقیقات ثابت کرد که یکی از ویژگی های افراد موفق تصویر سازی های مثبت است { جالب این است که ما همیشه در حال تصویر سازی و گفتار درونی هستیم}

 از همین منظر می توان گفت که تصویرسازی مثبت می تواند موجب ایجاد انگیزش در فرد شود.

 

امام رضا {ع} می فرماید: بزرگی انسان به بزرگی اندیشه اوست. در این صورت خواهیم دید که با وسعت فکر و اندیشه جایگاه امید - تلاش و موفقیت بسیار می شود و به تبع ان پویایی و حرکت نیز از دل چنین انسان اندیشمندی برمی آید.

 

در روانشناسی اجتماعی ارتباطی مستقیم میان در حال زندگی کردن و توجه به شادی وجود دارد. یکی از ویژگی های جهان مصرف گرای امروز این است که انسانها کمتر در لحظه حال زندگی می کنند و از آن بهره می برند. به عبارت دیگر ما کمتر در لحظه حال بطور حاضرانه زندگی می کنیم, بیشتر متکثر و پراکنده ایم و فقط به ظاهر و از لحاظ فیزیکی می توانیم بگوئیم که زندگی می کنیم چون به غایبانه زیستن در جهان عادت کرده ایم و به هر اندازه غیبت ما در جهان بیشتر باشد, شادی های استعلایی و مقبول کمتری را تجربه خواهیم کرد.

 

اگر به آثار عارفان و فیلسوفان بنگریم, درمی یابیم که تمام هم و هدف شان در خصوص توجه به هوشیارانه در حال زیستن است. به فرموده حضرت علی{ع} آنچه گذشت گذشته است. توجه به این موضوع به فرصت طلبی مثبت منجر می شود.

به اعتقاد ابوسعید ابوالخیر یک گام به جلو نهادن {با توجه به خوب زیستن در حال} رابطه ای مستقیم با شادی و به اصطلاح ابن سینا ابتهاج و بهجت{ که بسیار فراتر از شادی است} دارد.

 

نشاط و لبخند , پردازش اطلاعات را به نحو اثربخشی بالا می برد.

 

به تعبیر یونگ ما به آن جهت که به بعد مادی متمرکز شده ایم , صرفا از لحاظ عقل و فرزانگی پیشرفت کرده ایم و نتیجه,  نپرداختن به خود استعلایی از خودبیگانگی است و موجب می شود که خود را در چیزهای غیر واقعی و موقتی جست و جو کنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت 3:25  توسط بهنام وروایی  | 

مکانیسم های دفاعی

بنام خدا

 

نیازهای انسان متعددند و آنهایی که ارضا نمی شوند به ایجاد تنش در فرد منجر می شوند . از آنجائیکه تنش حالت ناخوشایندی است فرد در جستجوی هدفی بر می آید که با رسیدن به آنها قادر گردد خود را کاهش داده و به تعادل دست یابد.

 

برخی از این نیازها جسمانی و اساسی اند و برخی دیگر نیازهای روانشناختی و متعادلی هستند { مثل نیاز به امنیت- تعلق خاطر- احترام به خویشتن- خودشکوفائی و...}

 

وقتی نیازی برآورده نمی شود احساس ناکامی به وی دست می دهد . برخی از این ناکامی ها از مونعی سرچشمه می گیرند که در درون خود ایشان وجود دارد و برخی دیگر به عوامل و موانع محیطی مربوط می شود.

البته گاه نیز فرد دارای هدف های متضادی هستند که این امر نیز موجب ناکامی در آنان می شود.

 

مکانیسم های دفاعی که به صورت ناخودآگاه عمل می کنند در واقع در جهت سازگاری فرد با موقعیت های متفاوت به کار گرفته می شوند .

 

سازوکار دفاعی عبارت است از واکنش ناخودآگاه "خود" یا "من" بعنوان قسمتی از شخصیت به منظور کاهش اضطراب از طریق تغییر در ادراک واقعیت.

مکانیسم های دفاعی یا سازوکارهای دفاعی ابزار دفاع از "من" یا Ego هستند.

 

توضیح: فروید بیان می دارد که سازمان روانی فرد از سه سطح تشکیل شده است که عبارتند از : 1- نهاد یا اید 2- من یا ایگو و 3- فرامن یا سوپر ایگو

 

این مکانیسم های دفاعی مورد استفاده ما انسانها است زیرا وجود آنها برای بی اهمیت نشان دادن شکست ها و حمایت در برابر هیجانات و اضطراب ها و... احساس ارزشمندی است, به همین خاطر آنها "واکنش های سازشی عادی" خوانده می شوند.

 

هرگونه تهدیدی نسبت به "من" تهدید نسبت به موجودیت فرد تلقی شده و ایجاد اضطراب می نماید.

 

مکانیسم های دفاعی "من" را در برابر اضطراب ها و شکست ها محافظت می کنند. از این رو , هر فرد سالم و طبیعی به مکانیسم های دفاعی متوسل می شود اما به کارگیری مداوم و طولانی آنها می تواند منجر به آسیب روانی گردد.

 

در واقع مکانیسم های دفاعی دو عمل متفاوت انجام می دهند. از سویی در خدمت نیاز فرد و کاهش اضطراب او می باشند و از سوی دیگر مانع می شوند که فرد مشکلات اساسی خود را شناخته و در پی رفع آنها برآید. در واقع مکانیسم ها بیشتر حالت "گول زنک" دارند.

می توان گفت مکانیزم های دفاعی با وجود توانایی سازش در واقع بعنوان "آرام بخش های ناپایدار" تلقی می شوند.

 

 


برچسب‌ها: مکانیسم دفاعی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 20:45  توسط بهنام وروایی  | 

کنکور ارشد روانشناسی بالینی

تفاوت های کنکور ارشد روانشناسی وزارت بهداشت و وزارت علوم:

 

1- تغییر رشته ای ها تمی توانند در آزمون وزارت بهداشت شرکت کنند. بطور کلی هر دانشجوی که مدرک لیسانسش هرچیزی به غیر از گروه روانشناسی و مشاوره باشد اجازه شرکت در کنکور کارشناسی ارشد وزارت بهداشت را ندارند.

 

2- متقاضی کمتر و ظرفیت خیلی کمتروزارت بهداشت, آنرا برای شرکت کنندگان سخت تر از ازمون وزارت علوم کرده است.

 

3-منابع مطالعاتی این دو کنکور برای برخی دروس متفاوت است.

 

4-کار عملی بیشتر در دوره آموزشی; آنچه در دوره های ارشد وزارت بهداشت مشهود است, ساعات کارورزی بیشتر دانشجویان در مقایسه با دانشگاههای وزارت علوم است. دانشجویان وزارت بهداشت ساعات بیشتری را در بیمارستان ها صرف کارورزی و کارآموزی می کنند و تبعا زحمت بیشتری هم می کشند.

 

5-فرصت های شغلی بیشتر: بسیاری از فارغ التحصیلان وزارت بهداشت فرصت کارکردن مستقیم بعد از اتمام دوره ارشد را در یکی از مراکز دولتی , خدمات درمانی , بهزیستی و... است.

 

6-کنکور وزارت بهداشت, روانپزشکی تر است. در کنکور وزارت بهداشت سوالات به علم روانپزشکی نزدیک تر است . بعنوان مثال در آسیب شناسی منبع اصلی کتاب خلاصه روانپزشکی کاپلان است در حالیکه در کنکور وزارت علوم گرایش بیشتر به سمت علم روانشناسی است.

 

7-وزارت بهداشتی ها, عملی تر کار می کنند. افرادی که در دانشگاههای سراسری تحصیل می کنند بیشتر یک تئورسین{نظریه پرداز}  و کسانی که در وزارت بهداشت تحصیل می کنند یک تکنسین{متخصص در عمل} بار می آیند.


برچسب‌ها: کنکور ارشد روانشناسی بالینی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مهر 1393ساعت 22:7  توسط بهنام وروایی  | 

ملاک های انتخاب همسر

ملاک های انتخاب همسر از منظر دکتر هلاکویی:

 

 

1- برابری است:  معنی ازدواج برابر این است که نسبتا همه چیزتون باید باهم برابر باشد از سن تان گرفته تا حتی زیبایتون.

 

2- بدنبال شباهت ها و تناسب ها یا همگن بودن ها بروید:  در اصول کلی و اساسی باید شبیه و مانند باشید. تناسب ها در زمینه های مختلف و جنبه های مختلف .

نکته: پیشنهاد می کنم که عیب و اشکالاتتان را 10 یا 20 درصد بیشتر نشان دهید که راحت باشید.

آدم خوشبخت کسی است که مردم او را بدتر از چیزی می دانند که هست.

آدم بدبخت و گرفتار کسی است که مردم او را بهتر از چیزی می دانند که هست.

 

3- زیبایی و ظاهر: مطمئن باشید کسی را که می خواهید با او ازدواج کنید از نظر فیزیکی و جنسی می پذیرید.

 

4- تناسب خانواده ها: ریشه زوج ها در خانواده هایشان است حتی بسیاری از شما ساقه و شاخه و برگتونم در خانوادست.

 

5- لایه و طبقه اجتماعی: پایگاه اجتماعی معمولا به ثروت شما - مقام شما و به درآمد شما و ترکیب آنها مرتبط است. این موضوع یکی از چهار عامل ازدواج و طلاق در آمریکاست.

 

6- جهان بینی: مثلا نمی توانید زندگی خوبی داشته باشید با کسی که دنیا از منظر او یک بازار دزدهاست و شما آدم صاف و صادقی هستید و مردم را خوب می دانید.

 

7- هدف: شما باید مطمئن باشید که با او می خواهید به یک جا بروید و بلکه وحدت در راه نیز باید داشته باشید یعنی اگر هدف تان یکی است ولی راهتون جداست سخت می توانید گیر و گرفتار شوید.

 

8- کودکان: در خصوص اینکه چند تا بچه می خواهید , چه زمانی می خواهید و چگونه می خواهید تربیت کنید و با چه اصول تربیتی.

 

9- گذشته یکدیگر را هم بدانید: کلیاتش مهم است بدانید اما جزئیاتش را نه. بدانید بیشتر مردم دنیا کاری را که در گذشته کرده اند اگر تغییر نکنند می توانند تکرار کنند.

 

10- کار - تحصیل  و به نوعی در مورد محل زندگی باهم توافق کنید و این توافق را نسبتا نگه دارید.

 

 

11- چگونگی رابطه با دوستان و خانواده: مطمئن شوید در ارتباطش با عزیزان خود و شما, دوستان خود و شما و دوستان مشترک تان نگاهی ثابت و واحد دارد.

آگاهی و شناخت کمتر از 6 ماه اصلا به دست نمی دهد و باید با یک آدم 500 ساعت فیس تو فیس و یک سومش از طریق تلفن{لازم است ارتباط تلفنی} ارتباط داشت.

 

12_ فرآیند تصمیم گیری: اگر مثلا در خانواده ای بزرگ شده اید که یکی تصمیم می گرفته و بقیه تبعیت , باید بدانید صورت و مسیر حرکت تصمیم گیری تان به یک شکل باشد.

 

13_ پول : نه تنها پول تان بلکه پول درآوردنتان و خرج کردنتان هم مهم است.مطالعات نشان می دهد هرکه پول بیشتری دارد خوشبخت تر است . مساله این است که نگاه تان به پول با طرف مقابل تان یکی باشد , خرج کردنتان یکی باشد.

 

 

14_ مساله عقل: {ایرانی ها باهوش های کم عقل اند}. ببینید طرف مقابل تان از استدلال در گفتگوهایش استفاده می کند , اگر نه نمی توانید مسایل خودتان را طرح کنید و حل کنید.

 

15_ اولویت ها: شما باید مطمئن باشید با کسی که می خوهید ازدواج کنید جدول ترجیهاتتان مانند شما باشد.

 

16_برابری سطح دانش: دانش به مفهوم کلی یعنی علم, هنر و فلسفه.

 

17_ سطح هوش شما: مطالعات نشان می دهد که مساله رهبری بیشتر از 30 واحد نمی تواند فاصله بین هوش رهبر و پیروانش باشد و گرنه گرفتار می شود, در ازدواج 15واحد است.

 

18_ مساله احتیاجات{بسیار مهم} : چه نیاز فیزیکی چه نیاز روانی و چه اجتماعی ولی طریقه ارضا آن مهم تر است. باید مطمئن باشید که توان این را دارید که نیازهای یکدیگر را به بهترین صورت ممکن برآورده کنید . اگرچه در وقت آشنایی و ازدواج اهمیت کمتری دارد عملا در زندگی زناشویی , زن و شوهری که بتوانند نیازهای همدیگر را حل کنند احتمالا امکان دوام و بقای بیشتری دارند.

 

19_ ارتباط: ارتباط هم از نظر کمی یا میزان و هم از نظر کیفی مهم است.

 

20_ نظام باورها و اعتقادات: این موضوع تا حدودی برمی گردد به مسئله مذهب و فرهنگ.

 

21_ راست گوئی و صداقت: ما به دو دلیل اصلی دروغ می گوئیم اول بخاطر آسیب کودکی و به این نتیجه رسیده ایم هر وقت از ما چیزی می پرسند باید اول فکر کنیم که چه باید بگویم نه اینکه چه چیزی واقعیت است. دوم اینکه وحشت از تنبیه است یعنی علتش ترس است  و هرکسی که بترسد می تواند دروغ بگوید.

 


برچسب‌ها: ازدواج و خانواده
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مهر 1393ساعت 1:18  توسط بهنام وروایی  | 

پنج مقوله

مقوله اگزیستانسیال شامل پنج مورد مهم می شود:

 

 

1- درک اینکه زندگی گاهی بی انصاف و ستمگر است.

 

2- درک اینکه در نهایت از برخی رنج های زندگی و مرگ نمی توان گریخت.

 

3- درک اینکه هر قدر هم به دیگران نزدیک شویم باز باید به تنهایی با زندگی مواجه شویم.

 

4- مواجهه با مقوله های اساسی زندگی و مرگ تا بتوانیم صادقانه تر زندگی کنیم و کمتر خود را درگیر جزئیات کم اهمیت کنیم.

 

5- درک اینکه هر چقدر هم از دیگران راهنمایی و مشاوره گرفته باشیم در نهایت مسئول شیوه زندگی ام بر عهده خودم است.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 22:8  توسط بهنام وروایی  | 

تحقیق و پژوهش

13_ چه رایحه ای شما را شاد می کند؟

 

نتایج محققان آمریکایی نشان داده, برخی بوها در شاد کردن افراد تاثیر گذارند, محققان شرکت طعم و عطرهای بین المللی در نیویورک دریافتند برخی از بوها و رایحه ها در تغییر خلق و خوی افراد موثر هستند.

بوهایی مثل بوی سنبل و وانیل در ایجاد آرامش تاثیر بسزایی دارند.

محققان آمریکایی دریافتند عطر وانیل استرس و اضطراب را کاهش می دهد. همچنین عطر و بوی مرکبات در شاد شدن و تحریک پذیری افراد موثر هستند.

بوی اسطوخودس نیز در ایجاد آرامش و انرژی زایی مفید است.

 

 

14_ شناسایی افراد در معرض ایست قلبی با اندازه گیری سطح هورمون جنسی:

 

تحقیقات نشان داده است سطح هورمون های جنسی در خون با اختلال ریتم قلب مرتبط است. پژوهش های انجام شده در هند نشان داده است اندازه گیری سطح هورمون های جنسی در خون افراد در تشخیص بیمارانی که ممکن است به ایست قلبی ناگهانی دچار شوند, تاثیر دارد.

محققان در این تحقیق سطح هورمون خون 149 بیمار که ایست قلبی نگهانی داشتند را با 149 بیمار که بیماری عروق کرونر داشتند, مورد بررسی قرار دادند.

نتایج نشان داد که تعیین سطح تستوسترون در مردان و سطح استروژن در زنان از ابتلا به ایست قلبی ناگهانی در این دو گروه محافظت می کند.

اسمیت چاگ مدیر مرکز قلب در ایالات متحده در این باره می گوید: این اولین بار است که ارتباط بین سطح هورمون های جنسی و ایست قلبی ناگهانی مورد بررسی قرار گرفته است.

 


برچسب‌ها: تحقیق و پژوهش
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مهر 1393ساعت 21:43  توسط بهنام وروایی  | 

مسئولیت در قبال خود

برای اینکه احساس کنیم شایسته زندگی و سعادت هستیم باید بتوانیم بر زندگی خود مسلط باشیم و به اختیار برسیم و لازمه این مهم تمایل به قبول مسئولیت در قبال رفتار و دستیابی به هدفهاست.

 

قبول مسئولیت در قبال خود برای رسیدن به عزت نفس ضرورت دارد. کسی که در قبال خود قبول مسئولیت می کند نشان می دهد که از عزت نفس برخوردار است.

 

قبول مسئولیت در قبال خود مستلزم تحقق موارد زیر است:

 

1- مسئول تحقق خواسته هایم هستم.

2- مسئول انتخاب ها و اعمال خود هستم.

3- مسئول میزان آگاهی هستم که در کارم و در روابطم با دیگران وارد می کنم.

4- مسئول روابط خود با دیگران هستم.

5- مسئول تعیین اولویت های زندگی خود هستم.

6- مسئول خوشبختی خود هستم.

7- مسئول انتخاب ارزشهایی هستم که برای زندگی خود برمی گزینم

8- مسئول بالا بردن عزت نفس خود هستم.

 

هیچ وقت نباید فراموش کنیم که " کسی برای تحقق خواسته هایم به من مدیون نیست", و جز من هیچ کسی مسئولیتی در قبال تحقق امیال و خواسته های من ندارد.

 

مسئولیت منطقی بودن یا نبودن رفتارم با دیگران برعهده من است. وقتی دیگران را مسئول اقدامات خود معرفی می کنیم در واقع از واقعیت فرار می کنیم " او مرا دیوانه می کند"- "او سربه سر من می گذارد"

قبول مسئولیت در قبال خوشبختی, خود نیرودهنده است, عنان زندگی ما را به دست خودمان می دهد.

 

عزت نفس هدیه ای نیست که آنرا از دیگران قبول کنیم , عزت نفس از درون انسان نشات می گیرد.انتظار اینکه حادثه ای روی دهد و عزت نفس مرا بالا ببرد, انتظاری بیهوده است.

 

وقتی تاکید می شود بر مسئولیت زندگی و سعادتمان که بر عهده خود ماست, هرگز منظور این نیست که عوامل خارجی و حوادث و اتفاقات نمی توانند در این میان نقشی داشته باشند. در واقع اگر خود را در قبال کارهایی که بر ن اختیاری نداریم مقصر بدانیم , عزت نفس خود را به مخاطره می اندازیم.

 

کسی که احساس مسئولیت می کند راه حل گراست نه اینکه سعی در مقصر جلوه دادن دیگران داشته باشد.

 

در تمام  مکان ها - محافل - گروه ها و سازمان ها با هردو گروه مسئولیت پذیر و مسئولیت گریز روبرو می شویم.

 

باید دانست که یکی از ارزشمندترین چیزهای دنیا داشتن"استقلال" است. استقلال هم بدون کار بدست نمی آید.

 

هرگز از کسی نخواهید و یا انتظار نداشته باشید که بر خلاف منافع و خواسته های خود عمل کند بخاطر شما.

 

یکی از مهم ترین لحظات در زندگی هر فردی وقتی است که "کسی نمی آید" را در ذهن خود تجربه می کند. کسی برای نجات من نمی آید .کسی نمی آید که به زندگی من سروسامانی بدهد.کسی نمی آید که مسایل مرا حل کند, اگر خود من برای زندگیم کاری صورت ندهم چیزی بهتر نمی شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 13:12  توسط بهنام وروایی  | 

چند نکته در رابطه با تنیدگی

1- بدن انسان در مقابله با تنیدگی{استرس} از الگوی مشخصی پیروی و فرآیند عصبی شیمیایی, معینی را طی می کند, جالب این نکته است که رویدادهای هیجان آور{خبرها یا رویدادهای خوشایند} به همان انمدازه واکنش در بدن بوجود میآورند که رویدادهای ناخوشایند می توانند ایجاد کنند, یک خبر بسیار هیجان آور , همان اندازه استرس ایجاد می کند که یک خبر بد ایجاد می کند.

 

2-تنیدگی های شدید و طولانی در همه حال باعث از پا درآمدن فرد نمی شود و افراد در بعضی موارد می توانند با عوامل استرس زا سازگار شوند . نمونه آن خواب گرفتن افراد در شرایط سخت و طاقت فرسا مثل دوران اسارت یا خو گرفتن سخت و طاقت فرسا مثل شغل آتشکاری در ذوب آهن است.

 

3- البته این افراد با وجود سازگاری با شرایط استرس را نمی توانند از آثار زیان بار آن صددرصد مصون بمانند و دچار مشکلات جسمانی, روانی, عاطفی و اجتماعی می شوند. مثلا فردی که مدت زیادی در اسارت است یا فردی که تحت شرایط بدی در معدن تاریک و دورافتاده ای کار می کند, بعد از مدتی دچار ناراحتی های روانی-عاطفی و پیری زودرس می شود.

 

4- بدن ما وقتی چیزی را استرس یا تنیدگی تلقی کرده و به آن واکنش نشان می دهد که ذهن ما به به آن مارک یا برچسب استرس زده و در واقع بیشتر آن را شناخته باشد.

 

5- نوع پاسخ افراد به استرس نیز به ویژگی های شخصیتی , مسائل فرهنگی, شرایط زندگی و تجربه های افراد برمی گردد.

 

 


برچسب‌ها: استرس
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مهر 1393ساعت 2:41  توسط بهنام وروایی  | 

مطالب قدیمی‌تر