من و سربازی

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 0:55 ] [ بهنام وروایی ]

[ ]

شعر
چرا رفتی چرا من بی قرارم

               به سر سودای آغوش تو دارم

                           نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست

                                            ندیدی جانم از غم ناشکیباست

چرا رفتی چرا من بی قرارم

              به سر سودای آغوش تو دارم

                                خیالت گرچه عمری یار من بود

                                                 امیدت گرچه در پندار من بود

                                                           بیا امشب شرابی دیگرم ده

                                                                 

چرا رفتی چرا من بی قرارم

           به سر سودای آغوش تو دارم

                           دل دیوانه را دیوانه تر کن

                                        مرا از هردو عالم بی خبر کن

                                                      بیا امشب شرابی دیگرم ده

                                                                   ز مینای حقیقت ساغرم ده


برچسب‌ها: بوستان شعر

[ دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 ] [ 12:51 ] [ بهنام وروایی ]

[ ]

شعر
دوست نزدیکتر از من به من است / وین عجبتر که من از وی دورم

چه کنم؟با که توان گفت که دوست/در کنار منو من مهجورم


گل صد برگ به پیش تو فرو ریخت ز خجلت/ که گمان برد که او هم رخ رعنای تو دارد

به دو صد بام برآیم, به دوصد دام درآیم/چه کنم؟آهوی جانم سر صحرای تو دارد

خمش ای عاشق مجنون!به مگو شعر بخور خون/که جهان ذره به ذره,غم غوغای تو دارد


بارالها بال پروازم ببخش /  روح آزاد سبکتازم ببخش


سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی/ تو خود آفتاب خود باش, طلسم کار بشکن


ملت عشق از همه دین ها جداست/عاشقان را ملت و مذهب خداست


جام می و خون دل هریک به کسی دادند/در دایره قسمت اوضاع چنین باشد


درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد/نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد


 قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود/و رنه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود


ترسم که اشک در غم ما پرده در شود/وین راز سر به مهر به عالم سمر شود


ای غایب از نظر بخدا می سپارمت/جانم بسوختی و بجان دوست دارمت


برچسب‌ها: بوستان شعر 2

[ جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 ] [ 17:56 ] [ بهنام وروایی ]

[ ]

شعر
می خواهمت از جان و دل اما نمی دانی/ ای ماه سیمای من ای خورشید پیشانی

ای چشمهایت آفتاب صبح فروردین / وی دستهایت رحمت ابر زمستانی

می خواهم امشب با تو باشم هرچه بادا باد / چون زورقی کوچک در این دریای طوفانی

 


 ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی / دودم به سر برآمد زین آتش نهانی

تو فارغی و عشقت بازیچه می نماید    / تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی


پرسید یکی که عاشقی چیست؟  /   گفتند که چو ما شوی بدانی


مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق/گرت مدام میسر شود زهی توفیق


 

صبح دم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت/ نار کم کن که درین باغ بسی چون تو شکفت

گل بخندید که از راست نرنجیم ولی      / هیچ عاشق سخنی سخت به معشوق نگفت


علت عاشق ز علت ها جداست / عشق اصطرلاب اسرار خداست


ای لقای تو جواب هر سوال/ مشکل از تو حل شود بی قیل و قال

ترجمانی هرچه ما را در دل است/ دست گیری هر که پایش در گل است


سر و زر و دل و جانم, فدای اون یاری/ که حق صحبت و عهد و وفا نگه دارد


تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست / راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش


به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید / که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزل ها


این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا


سینه مالا مال دردست ای دریغا مرهمی/دل ز تنهای به جان آمد خدا را مرهمی


نام احمد, نام جمله انبیاست / چونک صد آمد , نود هم پیش ماست.


برچسب‌ها: بوستان شعر 1

[ جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 ] [ 1:0 ] [ بهنام وروایی ]

[ ]

عشق چیست
عشق چیست؟؟؟   {بخشی از نظریات دکتر هلاکویی در رابطه با عشق}

 

امروز از نظر علمی می دانیم یک احساس و هیجانی به اسم عشق وجود دارد که با بقیه احساس ها مثل خوش آمدن یا دوست داشتن یا محبت و یا تمایل جنسی متفاوت است.

 

ریشه عشق تمایل جنسی است و فروید به درستی میگه عشق والایش میل جنسی است یعنی تمایل جنسی وقتی به ظریفترین - لطیف ترین - انسانی ترین و اخلاقی ترین و از نظر بسیاری روحانی ترین درآمد به عشق تبدیل می شود و به همین دلیل به نظر من عشق فقط رابطه میان دو انسان برابر زن و مرد است.

من به عشق مادری و پدری باور ندارم و وجود ندارد, برای اون احساسات باید لغت دیگری بکار برد و ارزش و اهمیت خودشونو در جایگاه خودشون دارند ولی با کلمه عشق مغایر است.

 

عشق احساس و هیجانی که نتیجه شناخت و آگاهی است که منو شما رو به اینجا می رسونه که راحتی و خوشحالی اون مدام به اندازه راحتی و خوشحالی خودتون مهمه اسمش میشه عشق...لذا اگر دو نفری همدیگر رو نمی شناسن و عاشق هم میشن اصلا از نظر علمی عشق نیست, اینها می تونه عمق خالی و تنها بودن یک نفر باشه که کسی دیگه می ره اون رو پر کنه.

 

عشق تاج عقل است.

 

 

عشق فرزند آزادی است:

 

روزی که می خواین با دادن احساس گناه یا هر وسیله ای دیگه طرفتونو مجبور کنید توجه کنه به شما یا محبت کنه شما عاشق سالمی نیستین... روزی که گذاشتین طرفتون در آزادی کامل بدون هیچ اجباری به سمت تون بیاد و با شما بمونه اونوقته که شاید بشه اسمشو عشق گذاشت...

دوستان هر رابطه و عشق سالمی مراحلی داره که باید طی بشه ... توی این مراحل حتما یکی دو بار ممکنه انفصال یا جدایی اتفاق بیافته... اگه طرفتون دلش خواست بره لطفا و حتما بدون دادن هیچ احساس گناهی و به راحتی و با احساس خوب بزارید بره , اونقدر بهش گیر ندین و مجبورش نکنید تو رابطه بمونه چون اگه این آدم بخواد با شما باشه میره و برمی گرده و اگه برنگشت بدونید از اولشم مال شما نبوده .

در عوض اگه بره و برگرده رابطتون کلی محکم تر از قبل میشه ولی اگه بخواین به هر طریقی با دادن احساس گناه یا وسائل دیگه اونو مجبورش کنید تو رابطه بمونه اونوقته که رابطه رو به سمت پرتگاهی می برید که می تونه وحشتناک تموم بشه...این جدایی و انفصال معمولا از جانب مرد اتفاق می افته و به نوعی دو نفری که به هم نزدیک شدن حالا می خوان از هم جدا بشن که فردیت خودشونو دوباره پیدا کنند ... پس تو رابطه حتما اجازه این جدایی و انفصال رو بدین و بازم میگم یادتون باشه عشق فرزند آزادی است.

 


برچسب‌ها: عشق

[ چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 ] [ 1:25 ] [ بهنام وروایی ]

[ ]

هدف
فرد سالم در زندگی دارای هدف است و دقیقا می داند کجاست و کجا باید برود و از چه راهی باید برود.

 

هدف وقتی است که دقیقا تعریف شده باشد, اگر ندانیم کجا هستیم و کجا می خواهیم برویم هدف میشه گفت دیگه معنای ندارد.

 

فرد سالم درباره موضوع های مهم و اساسی زندگی هدف دارد اعم از: افزایش آگاهی و دانایی و یا گرفتن مدرک , شغل و کار , سلامت فیزیکی و روانی , تفریح و گذراندن ایام خوب و خوش و داشتن روابط بهتر و برتر و...

 

 

آرزوها مهم اند و باید باشند ولی انسان به بیشتر آرزوهایش نمی رسد. آرزوها ممکنه هدف را مشخص کنند.

شعار خواستن توانستن است یکی از خطرناک ترین شعارهاست. تقریبا تمام مردم چیزهای خوب رو می خواهند, اما کجاست؟؟

 

هدف را با وسیله اشتباه نگیرید اگرچه که خیلی از جاها اشتباه گرفته ایم مثل پول که وسیله است ولی هدف شده, لذا رنج فراوان می بریم تا اونو بدست بیاریم و رنج خیلی بیشتری می بریم تا اونو نگه داریم و رنج باز هم بیشتری می بریم وقتی پولو خرج می کنیم. کار به جایی می رسد که خیلی از ثروتمندان رنج بیشتری نسبت به فقرا می کشند به خاطر مساله پول.

 

هدف ها معمولا به سه قسمت تقسیم می شوند: هدف های کوتاه مدت {2 روز تا 2 ماه} _ هدف های میان مدت { 2 ماه تا 2 سال} _ هدف های بلند مدت {2 سال تا 5 یا 7 سال}.

 

برای هدف باید استراتژی داشت و استراتژی سه چیز است:

1_ داشتن نقشه= یعنی برای رسیدن به هدف چند راه وجود دارد.

2_ طرح = انتخاب یک یا دو راه برای رسیدن و راه دوم , راه کمکی است در صورتی که مشکلی برای راه اول پیش بیاید.

3_ برنامه = یعنی دادن زمان به طرح.

 

افراد سالم در کنار هدف, مقصود و منظوری {PURPOSE} دارند و بالاتر از آن , معنای برای خود قائلند. در واقع برای تعیین این هدف ها یا تحقیق این هدف ها , مقصود و معنایی نیز در زندگی خود پیدا می کند.

انسان بدون هدف, در زندگی سرگردان است و بدون معنا و مقصود, از پا در می آید و دچار افسردگی ,اضطراب  و خشم می شود.

 

چند نکته:  1- داشتن هدف و باور به آن.  2- هدف باید واقعی باشد.  3-هدف باید ممکن باشد.  4-دیگران باور کنند تا به شما فیدبک مثبت بدهند.  5-هدف باید در اختیار و کنترل شما باشد اگر مشروط به دیگری باشد هدف نیست برای مثال : من اینکار را می کنم اگر فلانی ماشینشو به من بده.  6- هدف باید جالب و جذاب باشد و به هیجان بیاورد فرد را.  7-هدف باید تنها یا یک از بهترین راه ها برای رسیدن به موضوع و مساله مان باشد. 

 

 


برچسب‌ها: هدف گذاری

[ یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 ] [ 22:45 ] [ بهنام وروایی ]

[ ]

تحقیق و پژوهش
11_ " اختلال خواب " سلامت زنانی را که بیماری قلبی دارند, تهدید می کند:

 

مطالعه اخیر محققان دانشگاه کالیفرنیا نشان می دهد که اختلال خواب منجر به افزایش التهاب در زنانی که بیماری قلبی عروقی دارند, می شود و این امر یک تهدید جدی برای سلامتی آنان است.

اختلال خواب مانند زیاد یا کم خوابیدن, پریدن از خواب, نرفتن به مرحله خواب عمیق و سخت به خواب رفتن است.

این اختلالات می تواند ناشی از بیماری های روانپزشکی مانند اضطراب, بیماری های سیستم تنفسی یا به عنوان نوعی بیماری سالمندان باشد.

محققین می گویند یک خواب خوب شبانه فشارخون را منظم نگه داشته , حافظه را قوی کرده و التهاب را التیام می بخشد.

در ادامه تحقیقات خواب کافی 8 ساعت در شبانه روز توصیه شده است و بهتر است الگوی خواب در این افراد منظم باشد.

به یاد داشته باشیم خواب کافی و عمیق برای بهداشت روان و جسم ما حیاتی است , خواب به مغز این امکان را می دهد تا فعالیت های فشرده ای که در طی روز داشته است را جبران کند.

همچنین ثابت شده است که کمبود خواب خطر چاقی مفرط, عارضه قلبی و افسردگی را افزایش می دهد.

 

 

12_ انسان با کسانی که دوسشان دارد, بیشتر احساس همدردی می کند:

 

پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه ویرجینیا آمریکا می گویند نتایج مطالعات اخیر آنان نشان می دهدکه مغز انسان توانایی های بارزی برای همدردی با دیگر افراد دارد.

این محققان اعلام کردند مغز انسان توانایی بسیاری برای همدردی با افراد دیگر دارد به ویژه اگر این افراد در نزدیکی فرد زندگی کنند.

دکتر جیمز کو آن استاد روان شناسی کالج هنر و علوم دانشگاه ویرجینیا و سرپرست گروه محققان با استفاده از اسکن مغزی نشان داد, انسان با کسانی که می شناسد و آنها را دوست دارد, بیشتر احساس همدردی می کند.

محققان در این مطالعه , مغز 22 جوان بالغ را مورد اسکن مغزی قرار دادند, سپس شوک الکتریکی به بدن خود آنها و به یکی از دوستان و به یک غریبه ارسال کردند و بعد فعالیت مغزی آن ها را هنگام دریافت شوک مورد بررسی قرار دادند.

 

محققان دریافتند مناطقی از مغز که مسئول پاسخ به خطرات است هنگام ارسال شوک الکتریکی به بدن خود فرد فعال می شود, هنگامی که شوک به یک فرد غریبه وارد می شود این مناطق در مغز فعالیت کمی از خود نشان می دهد. این در حالی است که هنگامی که به یک دوست شوک الکتریکی وارد می شود, مغز شرکت کنندگان فعالیتی برابر با ارسال شوک الکتریکی به بدن خود را نشان می دهد.


برچسب‌ها: تحقیق و پژوهش

[ شنبه بیست و دوم شهریور 1393 ] [ 22:20 ] [ بهنام وروایی ]

[ ]

مسئولیت در اینجا و اکنون
اگر درمانگر بتواند واقعه ای را که در زمان اکنون و اینجا رخ داده بررسی کرده و نقش مسئولیت بیمار را در آن واقعه مشخص سازد, سپس فقط یک قدم دیگر تا انتهای گفتگوی مسئولیت باقی است و ان هم تعمیم این مورد به مابقی مسائل مربوط به مسئولیت در زندگی بیمار است.

 

انتظارات افراد , ادراک شان را از واقعیت تغییر می دهد. مثلا پیش گویی یک اتفاق بد بسیار شایع است که فرد در ابتدا انتظار دارد اتفاق خاصی برایش بیفتد, بعد طوری رفتار می کند یا طوری وقایع را تعبیر و تفسیر می کند که پیش گویی اش محقق شود.


برچسب‌ها: درمانگر

[ جمعه بیست و یکم شهریور 1393 ] [ 2:57 ] [ بهنام وروایی ]

[ ]

مسئولیت پذیری و روان درمانی
درمانگر باید مدام در این چهارچوب کار کند که گرفتاری های بیمار آفریده خود اوست. این بخت و اقبال و سرنوشت بد یا ژن های بد و یا شغل و کار نیست که باعث می شود فرد گوشه گیر و تنها و مورد سوء استفاده یا بی خوابی باشد.

 

تا زمانی که فرد متوجه نشود و قبول نکند خود پدیده آورنده ملال خویش است, انگیزه ای برای تغییر وجود نخواهد داشت.

 

اگر فرد همچنان بر این باور باشد که گرفتاری هایش حاصل بخت بد یا شغل و کارش یا بصورت خلاصه چیزی بیرون از اوست,  چرا باید برای تغییر خود انرژی بگذارد؟در مواجه با چنین نظام اعتقادی, تدبیر لازم, درمانی نیست بلکه عمل گرایانه است یعنی باید محیط فرد را تغییر داد.

 

وقتی بیمار میگه این عمل نامناسبم مثل عصبانیت ناخودآگاه بود {برای مسئولیت گریزی} , باید به او گفت این ناخوداگاه که مال عموی من نیست این ناخودآگاه هم مال خودته , پس مسئولش توئی.

 

وقتی بیماری می گوید فلانی ناراحتم کرد, باید گفت: که بگو من اجازه دادم فلانی ناراحتم کند.

 

وقتی بیمار می گوید نمی توانم , باید گفت که بگو نمی خواهم.

 

آمادگی برای پذیرش مسئولیت در بیماران مختلف متفاوت است و برخی سریع تر مسئولیت خویش را درک کرده و می پذیرند, برخی در مراحل درمان متوقف می شوند و برخی دیگر ممکن است در برخی زمینه ها مسئولیت پذیر باشند و در برخی زمینه های دیگر مسئولیت پذیر نباشند.

 

اینها تمهیداتی برای بیدار کردن و تقویت احساس مسئولیت در بیمار است. تا زمانی که فرد به نمی توانم معتقد است, نقش فعالی را که در کمک به موقعیت خود دارد, را درک نکرده است.

 

اصل کلی روشن است: هرگاه بیمار از وضعیتش نالید, درمانگر نقش بیمار را در بوجود آوردن این وضعیت مورد بررسی قرار می دهد.

 

 


برچسب‌ها: درمانگر

[ جمعه بیست و یکم شهریور 1393 ] [ 2:7 ] [ بهنام وروایی ]

[ ]

آمادگی و شرایط مناسب برای ازدواج
در طول تاریخ چیزی که اسمش آمادگی برای ازدواج بوده برای دختر سن بوده و برای پسر دارایی و مال.

 

برخی قدرت بارورسازی {بلوغ جنسی} , سن زوجین , تمکن مالی و برخی مجموعه ای از آنها را شرایط لازم برای ازدواج می دانند.

 

اگر هدف از ازدواج قرار گرفتن در مسیر رشد و کمال و درک خوشبختی باشد باید به مرحله خودشناسی که همان بلوغ در تمامی جنبه های انسانی{ جنسی- عقلانی - عاطفی و اجتماعی } است و نیز برخورداری از حداقل توانمندی اقتصادی { نه لزوما تمکن مالی } است.

 

شرایط لازم عبارتند از:

 

1- بدون تردید سن هست: قبل از 22 سالگی بهتر است که فکر ازدواج نکنید و احتمالا 26 سن مناسب ازدواج است و در مورد پسر و دختر هم آنقدر اختلافی ندارد. سن مناسب بین22 تا 26 است.

 

2- رسیدن به حداقل هاست : یعنی بلوغ احساسی و عاطفی- جسمی و جنسی- اقتصادی- عقلی. بعضی از افراد از نظر روانی ناقص الخلقه هستند.

 

3- ثبات و قرار : هیچ کس در زندگی نمی تواند درگیر یک تعهد بلند مدت شود آن زمانی که در حال تغییر است . بنابراین من و شما بعد از دو -سه سالی که دیدیم در اصول و جنبه های کلی تغییرات و دگرگونی در ما پیدا نمی شود و بصورت یک بزرگسال در آمدیم حال می توانیم یک تصمیمی بگیریم, برای تمام عمر.

دلیل اصلی و اساسی که ازدواج یک پسر و دختر 18 یا 19 ساله تقریبا با شکست همراه است این است که هردو تغییر می کنند و آنچه را که دوست نداشته اند , دوست خواهند داشت و یا بالعکس.

 

4- استقلال و همبستگی: یکی از مشکلات اساسی در جامعه ایران, رابطه است.

عشق مبتنی بر وابستگی= می گوید من به تو محتاجم پس عاشق تو هستم.

عشق مبتنی بر همبستگی= می گوید تو را دوست دارم پس به تو مشتاقم.

 

5- مساله جهت و هدف و معنی در زندگی: کسانی که هدفی ندارند و زندگی برایشان معنی ندارد ازدواج هم برایشان معنی ندارد.

اول سالم باشید بعد ازدواج کنید مخصوصا سلامت جنسی مهم است .حل کردن مشکلات جنسی مربوط به بعد ازدواج نیست و باید قبل از ازدواج حل شود.

 

6_ باید مطمئن شوید که شما کالای ازدواج هستید: و مطمئن شوید که کالای پدر و مادری هستید و می توانید از عهده مسائل و مشکلات و مسئولیت های آن بر می آید.

 

7- مساله مسئولیت و تعهد است: هیچ کس نمی تواند وارد زندگی زناشویی شود اگر آدم مسئولیت پذیری نباشد.یعنی پاسخ به نیازهای واقعی و حقیقی خود و هموار کردن راه برای دیگران.

باید متعهد باشید من قراری می گذارم که خوب است و پای ان می مانم وقتی هم که بد است.

 

8- مساله امنیت, اعتماد و اطمینان است: نمی توانید وارد ازدواج شوید اگر به مرحله Security و امنیت نرسیده باشد.

 

9- مساله مهربانی , دوستی  و صمیمیت است: در گذشته زندگی زناشوئی یک جنگ تمام عیار بوده است و طی چند قرن یا هزاره ظاهر دشمنی را به نوعی به مهرطلبی عوض کرده ایم و بسیاری آنچنان درگیر این حالت شده اند که فکر می کنند اسمش مهربانیست.

آدم مهرطلب در ارتباط با دیگران خودش را حقیر و صغیر نشان می دهد تا بتواند محبت دیگران را بگیرد .دوستی یک مفهوم متفاوتی از مهربانی است ولی مرتبط. ولی مهمتر از آن این است که من می توانم با تو خودم باشم , حتی اول حرف می زنم و بعد راجع به ان فکر می کنیم.

صمیمیت به معنای دیگر خود بودن است .نه حالت دفاعی, نه حالت حمایتی و نه قصد اینکه ثابت کنم مهربانم, باهوشم,و ....

 

10- توانایی حل مسائل کودکی و خانوادگی: مشکلات کودکی تان را حل کنید برخی از شما چاه های روانی دارید که در ان می افتید .مثلا شما به عنوان یک پسر یا دختر از دست خواهر و برادرتون بسیار آسیب دیده اید و بنابراین  شما با جنس مخالف در جنگید.

 

11- تمام کردن روابط گذشته: اگر رابطه ای در گذشته داشته اید آن را برای همیشه خاک کنید.

 

12- وقتی آمادگی برای ازدواج دارید که بتواند یک نفر برای شما نفر اول باشد و شما هم برای او, او برای شما تنها و شما هم برای او تنها , او مهمترین و شما هم مهمترین برای او.

 

13- شناخت خود و جنس مخالف: خود را بشناسید که بدنبال یک فرد مناسب برای خودتان باشید. این مساله آگاهی و شناخت را باید از طریق علمی و سیستماتیک انجام داد.

 

14- شما نباید ازدواج کنید اگر عاشق نشده اید: بدون عشق, ازدواج معنی ندارد . اگر بدنبال عشق بعد از ازدواج هستید بدانید آن عشق نیست اعتیاد است.

 

14

 

 


برچسب‌ها: ازدواج و خانواده

[ پنجشنبه بیستم شهریور 1393 ] [ 18:40 ] [ بهنام وروایی ]

[ ]