روانشناسی
پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳ | 0:54 | بهنام وروایی |
ژان پیاژه مطرح می کند که کودک انسانی در 8 ماهگی بدلیل اعتقادیکه به اصل علیت دارد که هر چیزی علتی دارد یک زمینه ی را فراهم می کند که بعدا ماجرای علت العلل را که "خدا" هست را بپذیرد.شاید بدین علت است که مذهبیون می گویند باور بوجود خدا ذاتی انسان است.

به یک اعتبار همه انسانها در جهان تا به امروز یک حس و احساس و نظری راجع به این موضوع دارند که حتی آن فردی هم که می گوید "خدا نیست" از لحاظ علمی و فلسفی جای گفتگو دارد که بالاخره "یک هستی هست که او می گوید نیست".

در بحث از موضوع "شناخت خدا" باید گفت که به یک اعتبار هیچکس هیچی در مورد خدا نگفته است. در آخر مذاهب همه صفات خوب انسانی را در زمانه خود بخدا نسبت داده اند.

موضوع را می توان طوری دیگر هم مطرح کرد که گروهی از افراد "خدا" را مانند انسان کرده اند{دادن ویژگی های انسانی بخدا مثل غم- خشم -مکر و حیله و...} و گروهی دیگر انسان را خدا گونه کرده اند .

از طرفی می توان گفت زبان ما انسانها , زبان فیزیکی و مادی است که وقتی از آن برای خدا استفاده می کنیم بلافاصله خدا را از خدای می اندازیم و او را تبدیل به یک پدیده این جهانی و محدود تبدیل کرده ایم.

گفتن خدا هست یک مفهومی را به خدا نسبت می دهد که به عناصر مادی بود و نبود ارتباط دارد; یا اینکه خدا احد{یکی} است در واقع {یک} مربوط به پدیده مادی است که حد دارد.

شاید اوج و کمال این شناخت را در عرفان بتوان دید که می دانیم هیچ چیزی درباره آن "ذات" نمی دانیم و می فهمیم که هیچ چیزی را هم نمی توانیم بفهمیم.

شاید تنها کاریکه توانسته ایم در مورد آن "ذات" انجام بدهیم نفی صفات از آن است که خدا چه نیست نه اینکه خدا چه هست.

 

 

 



سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ | 15:16 | بهنام وروایی |

1- کودکان دوقلو به نسبت کودکان غیر دوقلو , کم وزن هستند. 

2- در ارتباط با برادر و خواهر دوقلو باید این نکته را در نظر گرفت که به احتمال فراوان این خواهر{دختر} است که در زمینه های گوناگون جلوتر است.

3- مشخصه آدم نوراتیک این است که از همه کس, همه چیز را بدون قید و شرط می خواهد اما نمی خواهد دیگران از او توقع داشته باشند یا به توقعات پاسخ نمی دهد.

4- اولین مسئله در زندگی هرکسی, خودیابی و خودآگاهی است.

5- افراد بزرگسال بتدریج سعی می کنند که خودشان باشند و روزی که انسان بخواهد خود واقعیش باشد تبدیل می شود به یک کودک.

6- یک مهارت را می آموزیم و یک عمر از آن استفاده می کنیم . مثلا مهارت رانندگی را در چندین ساعت یاد می گیریم و یک عمر از آن بهره می بریم.

7- در موارد سخت و سنگین مثل تجاوز جنسی , نباید فاصله جلسات تراپی{درمانی} به یک هفته و بیشتر برسد چون ایراد این موضوع در اینست که معمولا تاثیرات مثبت جلسه های درمانی را می شورد و از بین می برد.{هفته ی 6 تا 10 ساعت یا 20ساعت برای دو هفته}

8- با یک دست نمی توان دو هندوانه برداشت اما می توان با همان یک دست سه تا گردو برداریم, موضوعات را باید کوچک کرد و بعد به آن پرداخت.

9- مفهوم مقایسه با دیگران را باید در ذهن کشت. فقط یکبار در هر شش ماه می توان برای اینکه بفهمیم ما هم در مسیر صحیح هستیم یا نه , دست به مقایسه بزنیم.

10- موضوع حرمت نفس برمی گردد به 14 تا 36 ماهگی و بین 3 تا 6 سالگی تثبیت می شود.

11- حدود 10 درصد از افرادی که دچار افسردگی هستند و زیاد می خوابند از آن دسته افرادی هستند که نوع گریز از زندگی موضوع اصلی شان است یعنی اینکه فکر می کنند اگر بخوابند و نفهمند چه خبر است رنج نمی برند.

12- ما قرار نیست با آرزوها و رویاهای کودکی زندگی کنیم یا بخواهیم زندگی مان را براساس تمایل و تصمیم های 5 یا 7 سالگی بسازیم چون ما در این شرایط سنی آگاهی نداریم و آنچکه می گوئیم فقط و فقط  متاثر از محیط اطرافمان است.

13- براساس سنت زندگی کردن یعنی زندگی براساس دیروز و آنجا زندگی کردن.

14- از آنجائیکه چشم بازگو کننده حالت درونی انسان است بعضی از افراد به چشم دیگران نگاه نمی کنند تا دیگران متوجه حالات روانی و یا انگیزه های درونی شان نشوند.

15- حکومت یک تصمیم جمعی است برای اداره جامعه.

16- فرزند اول بیشتر از هر بچه دیگری, پاسدار نظام ارزشی و هنجاری اجتماع خود بویژه پدر و مادر خود است.

17نزدیک به 20% از دندانپزشکان, اختلال شخصیت وسواسی-مجبور را دارند و به جزئیات بسیار توجه می کنند. در واقع این شغل ,اینگونه خوی و خصلت را ایجاب می کند. البته که این جزء گرائی یا جزئی بینی{Detail oriented} به زندگی خانوادگی آسیب می زند.

18- مطالعات در آمریکا نشان می دهد در مورد نوجوانان که بچه ها بیشتر از سکس- پول و ماشین, رضایت خاطر والدین را می خواهند.

19- داروی ریتالین اثر درمانی بر روی افسردگی هم دارد.

20- برخی اوقات هایپراکتیویتی {بیش فعالی} با مانیا در یک فرد مخلوط می شود.

21- حیاء بسیار خوب است اما شرم و خجالت ویژگی خوبی نیست.

22- می توان گفت چشم, آئینه درون و روان ماست.

23- افرادی که خیلی در مورد موضوعی یا چیری بدنبال قطعیت و حتمیت هستند, خود این موضوع بیانگر اضطراب و نگرانی این افراد است.

24- دو نوع جدائی وجود دارد: 1- جدائی جغرافیایی و 2- جدائی روانشناختی.

25- بچه ها بین 2 تا 4 سالگی بعلت داشتن انرژی زیاد و کنجکاوی , پر جنب و جوش هستند . بنابراین نباید به آنها برچسب بیش فعالی زد.

26-کودک از تولد تا زمانی که به 20 سالگی می رسد آهستگی جهان را از نظر زمان به گونه ی می بیند که فرد از 20 تا 60 سالگی طی می کند . بدین خاطر بچه ها بید خیلی خیلی خوش و خوشحال باشند.

27- بازنشستگی با توجه به نیروی فیزیکی و روانی ما , رفته رفته می تواند نزدیک تر شود اما بازنشستگی بطور ناگهانی پس از 30 سال, افراد را از پا در می آورد.

28- اصولا بخشیدن دیگران, آزاد کردن خود فرد است از دردی که یک روزی واقعی بوده است اما امروز ذهنی است.

29-خطری که افراد شدیدا درونگرا و درخودمانده را تهدید می کند, تقویت خیال و اوهام است.

30- خودارضائی معمولا از حدود 30 ماهگی به بعد شروع می شود و نباید آنرا با خارش اشتباه گرفت.

31- مهم این است که انرژی روانی مان را چگونه تقسیم می کنیم در امورات زندگی.

32- اوج حرمت نفس این است که با تمام وجودمان به این نتیجه برسیم و عمل کنیم و غیر از این حس نکنیم , احساس نکنیم و فکر نکنیم که ما نه از هم بهتریم و نه برتر و نه پایین تر و نه بدتر.

33- ما معمولا درون آشفته و طوفانی خودمان را با ظاهر آرام دیگران مقایسه می کنیم و نتیجه می گیریم که اوضاع ما چقدر خراب و دیگران چقدر خوشحال و خوشبخت هستند.

34- پدر و مادر خواسته یا ناخواسته زمینه رقابت را در فرزندانشان فراهم می کنند با جملاتی مثل : تو بهتری- خوشگل تری- باهوش تری و ...

35- خیلی از اوقات افراد شب بیدار {روز خواب} بخاطر گریز از زنده ها و زندگی است  که روزها می خوابند و شب ها بیدار می مانند., و همچنین فرار از مسئولیت و زندگی واقعی که در روز اتفاق می افتد.

36- یکی از مکانیسم های افرادی که سخت دچار اضطراب هستند این است که درگیر فعالیت های جنسی می شوند. برای مثال پسران و مردانی هستند که روزی 15 بار خودارضائی می کنند تا بتوانند اضطراب خود را کاهش دهند.

37- معمولا دلیل اینکه ما نمی توانیم احساسات و نظرات خود را بیان کنیم دو چیز است که در اکثر اوقات در هم گره می خورند: شرم و خجالت - نگرانی .

38- بچه ی که دوست و رفیق ندارد , بیمار است.

39- سه نوع برخورد با مردم وجود دارد: 1-با مردم 2-بی مردم و 3-بر مردم

40- مفهوم اعتیاد اساسش بر دو لغت است: اجبار و تکرار.

41- بعضی از افراد در جاده زندگی شان, کامیون به کامیون از روی آنها رد شده است.

42- در زندگی زناشوئی به یک عالم توافق- محبت و میل به یکدیگر و همکاری- یاری و سازگاری نیز است.

43- وابستگی یعنی من نگران نظر و قضاوت تو {دیگران} هستم.

44- عشق و دوست داشتن باید شور - شوق - هیجان مثبت - شادی و لذت ایجاد کند نه زجر و شکنجه روانی.

45- می توان گفت از بین 10 نوع اختلال شخصیتی که وجود دارد , اختلال شخصیت ناپایدار{مرزی} از بدترین و آزاردهنده ترین هاست , البته بجز شخصیت شبه اسکیزوفرنی.

شخصیت ناپایدار عمیق ترین و وسیع ترین نوع اختلال شخصیت است.

46- تغییرات هیجانی در اختلال شخصیت ناپایدار{مرزی}گاهی حتی در دقایق عوض می شودولی معمولا موضوع, موضوع تغییرات ساعت و روز است.

47- دلیل شاید 80 تا 90 درصد کسانی که از نظر استدلالی می خواهند یک بچه بیشتر نداشته باشند , اضطراب شان است و میل به داشتن اختیار و کنترل و نگرانی از مسئولیت و تنوع مشکلات بچه هاست.

48- دو تصور غلط را نباید در خودمان راه بدهیم : 1- دیگران را تغییر بدهیم و 2- جهان و جامعه را تغییر بدهیم.

49- افسردگی شدید گاهی هذیان, بخصوص هذیان صدا را بوجود می آورد.

50- افسردگی بیماری شناخته شده ای است که 90 درصد مبتلایان به آن درمان می شوند . البته 40 تا 50 درصدشان دوباره برمی گردند بعلت اینکه کاملا درمان نشده اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: دکتر هلاکویی

پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ | 2:48 | بهنام وروایی |
1- برون ریزی {Acting out}: ابراز مستقیم تکانه های ناهوشیار.

 

2- افسردگی انگل واره یا اتکایی {Anaclitic Depression}: نوعی افسردگی که نوباوگان 6 تا 18 ماهه برای مدت طولانی از مادر خود جدا شده اند به آن مبتلا می شوند. این اختلال با بی تفاوتی - بی حالی- کاهش وزن - آسیب پذیری در برابر بیماری و گاهی مرگ مشخص می شود.

3- زبان پریش {Aphasia} : اختلال های زبان که از وارد شدن آسیب به نواحی خاص قشر مخ ناشی می شود.

4- مبدل پوشی {Transvesim}: نوعی اختلال روانی - جنسی که طی آن مرد معمولا برای تحریک شدن لباس های زنانه می پوشد.

5- جوع {bulima}: اختلالی که طی آن افراد بصورت متناوب مقدار زیادی غذا می خورند و بعد با استفراغ کردن یا مصرف ملین ها خود ر پاکسازی می کنند.

6- صفات منش مقدی {Anal character traits}: صفاتی چون نظم - خست و لجاجت که طبق نظریه روان کاوی از تثبیت در مرحله مقعدی رشد روانی- جنسی ناشی می شود.

7- اوتیسم {Autism}: نوعی اختلال کودکی که ویژگی اصلی آن ناکامی در پرورش دادن توانایی پاسخدهی به دیگران طی 30 ماه اول زندگی است.

8- خودشکوفایی{Self-Actualization}: در نظریه انسانگرایی, حداکثر تحقق بخشیدن استعداد فرد برای رشد روانی.

9- گشتالت درمانی {Gestalt therapy}: درمانی که بر پذیرفتن مسئولیت زندگی با زیستن در زمان حال تاکید می کند.

10- آگورا فوبی {Agoraphobia}: اضطراب شدید درباره گیر افتادن در یک موقعیت که اگر حمله وحشتزدگی روی دهد, کمکی وجود ندارد.

11- اختلال بدشکلی بدن{Body Disformic Disorder}: نوعی اختلال جسمانی شکل که به موجب آن, افراد به این فکر دلمشغول می شوند که قسمتی از بدن شان زشت یا معیوب است.

12- فوبی خون {Blood Phobia}: فوبی خاصی که طی آن فرد مبتلا در موقعیت های که مستلزم دیدن خون, تزریقات و جراحات است به شدت مضطرب می شود.

13- نارضایتی جنسیتی{Transsexuality}: نوعی اختلال روانی - جنسی که با این عقیده مشخص می شود که فرد زنی است گرفتار آمده در بدن مرد, یا مردی است که در بدن زن گرفتار شده است.

14- هماهنگ {Concordant}: وقتی که هر دو دوقلو به اختلالی مثل اسکیزوفرنی مبتلا هستند, گفته می شود که آنها در آن اختلال هماهنگ هستند.

15- اضطراب اختگی{Castration Anxiety}: ترس از اینکه فرد آلت مردی خود را از دست بدهد یا به آن صدمه وارد شود, بخشی از مبنای عقده ادیپ.

16- اختلال افسرده خویی{Dysthymic disorder}: افسردگی مزمن که طی آن فرد حداقل به مدت دو سال افسرده بوده بدون اینکه بیش از دو ماه بهبودی حاصل کرده باشد.

17- درمان از راه بیزاری {Aversion Therapy}: نوعی رفتار درمانی که با همایند کردن رفتار با پیامدهای آزارنده سعی دارد مراجع را از شر رفتار نامطلوب رها کند.

18- استنباط دلخواه {Arbitrary inference}: رسیدن به نتیجه ای که شواهد اندک یا هیچ شواهدی برای آن وجود ندارد . از نظر آرون بک, افراد افسرده به استنباط های دلخواه گرایش دارند.

19- هم جنس گرایی خودناپذیر {Ego Dystonic Homosexuality}: هم جنس گرایی که با تمایل شخص به ترجیح جنسی نمی خواند و او خواهان تغییر آن است.

20- تحرک عاطفه{Mobility of Affect}: سهولت و سرعتی که افراد از یک نوع احساس یا شدت هیجانی به احساس دیگر جا به جا می شوند.

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: ترمینولوژی روانشناسی

چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 16:30 | بهنام وروایی |
"اسفندیار سیاه کمری"

 

چندی پیش مستندی درباره ی زندگی مردمانی در یکی از روستاهای مهاباد دیدم که حقیقتا حالتی شبیه به یک مکاشفه به من دست داد این مردمان طبیعت را می فهمیدند, طبیعت برای آنان صرفا یک ابزار نبود بلکه مانند عضوی از اعضای خانواده شان بود, آنها در وصف عناصر موجود در طبیعت ملودی های می خوانند. در یکی از این ملودی ها زنی که در حال دوشیدن شیر گاوی بود, گاو را با تعابیری مانند عزیزم, عمرم و چشمانم ستایش می کرد که البته از لحاظ جامعه شناختی می توان فهمید که این امر نشان دهنده ی اهمیت تاریخی گاو در بقا و تداوم حیات این مردم بوده است {{از اینجا تا مقام خدایی یافتن همین گاو در ادیان هندو راهی نیست}}.

اگر نگاهی به چشمه های مقدس در سرتاسر این مرز و بوم بیندازیم خواهیم دید که این چشمه ها از لحاظ جغرافیایی در موقعیتی قرار گرفته اند که نقشی حیاتی در شکل گیری و تداوم زندگی انسان ها داشته اند.

خلاصه اینکه مردمان این ده , کوچه باغشان پر موسیقی بود و به تعبیر سپهری آب را می فهمند , مردمش می دانند که شقایق چه گلی ست , غنچه ای می شکفد اهل ده باخبرند, چه دهی باید باشد!...

دیدن این مستند برایم تداعی کننده فیلم آواتار بود, فیلمی درباره ی بیگانگی انسان ها از زمین و طبیعتی که از آن برآمده اند, طبیعت و زمینی که حکم مادر انسان ها را دارد زیرا همه ی ما از شکم او زاده شده ایم و در دامانش پرورش یافته ایم در ناکجاآبادی به نام "پاندورا" مردمانی زندگی می کنند که هنوز با طبیعت بیگانه نشده اند. تقدس برای آنها همین زمینشان "محل زیست شان" است.

"ایوا" درخت مقدسی که ریشه هایش در همه جا گسترده است و حیات و بقای همه ی موجودات بدان وابسته است و مادر مقدس همه است و به گفته ی "ناوی" ها طرف هیچ کس را نمی گیرد و تنها از توازن و بالانس حیات محافظت می کند,  همین زمینی است که موجودات را در دامان خویش پرورده است, انسان هایی که با نهایت قدرناشناسی مادر خویش را فراموش کرده اند و حتی کمر به قتل او بسته اند, حکایت ما انسان هایی ست که در عصر مدرن زندگی می کنیم, جنگل ها را نابود کرده ایم, هوا را آلوده کرده ایم - آب ها را آلوده کرده ایم و محیط زیست را نرم نرمک به محیط غیر قابل زیست تبدیل کرده ایم, گونه هایی از موجودات را که هزاران و بلکه میلیون ها سال هم سفره ما بر روی زمین بوده اند تا آستانه انقراض برده ایم و با این کارنامه ی درخشان مغرور بدانیم که سقف آسمان را شکافته ایم و پا بر روی ماه گذاشته ایم.

اریک فروم می گفت که انسانها بر خلاف سایر حیونات از وحدت پیش از تاریخ خود با طبیعت بریده اند و با آن بیگانه شده اند, اما آنها می توانند به این بیگانگی خود آگاه شوند و انزوا و تنهایی خود را درک کنند وضعیتی که اریک فروم از آن به تنگنای انسانhuman dliemma تعبیر می کرد.

انسان عصر مدرن خود را در برابر طبیعت تعریف می کند نه در طبیعت, من در برابر طبیعت, من چه نفعی می توانم از طبیعت ببرم, به بیان دیگر ما فراموش کرده ایم که جزئی از طبیعت هستیم و از همین عناصر طبیعی ساخته شده ایم. اکسیژن65% - کربن 18% - هیدروژن10% - نیتروژن3% - کلسیم 2% - و ... بدن ما را تشکیل می دهند و زمانی هم به همین عناصر تجزیه خواهیم شد.

tree of souls یا درخت ارواح در فیلم آواتار "که از آئین کابالا گرفته شده است" و ارواح مردگان را در خویش جای می دهد را می توان اشاره ای به همین معنا گرفت.

مارتین هایدگر برای توصیف وحدت انسان با جهان اصطلاح آلمانی Dasein"دازاین" را بکار می برد, دازاین به معنی وجود داشتن در دنیاست که معمولا به صورت being-in-the world هستی - در - دنیا نوشته می شود, خط های پیوند در این اصطلاح بر وحدت شخص و دنیا دلالت دارد.{1}

افراد زیادی به خاطر بیگانگی از خود و یا از دنیای خودشان دچار اضطراب و ناامیدی می شوند آنها یا تصور روشنی از خودشان ندارند یا اینکه احساس می کنند از دنیایی که به نظر بیگانه می رسد منزوی شده اند, آنها احساس "دازاین" احساس وحدت خود با دنیا نمی کنند, هنگامی که افراد می کوشند بر طبیعت چیره شوند رابطه ی خود را با طبیعت از دست می دهند زمانی که آنها به دستاوردهای انقلاب صنعتی اتکا می کنند با ستارگان, خاک و دریا بیگانه تر می شوند.نه تنها کسانی که به اختلال روانی دچار هستند بلکه اغلب افرادی که در جوامع مدرن زندگی می کنند از احساس انزوا و بیگانگی خود با دنیا رنج می برند, بیگانگی بیماری عصر مدرن است و در سه زمینه آشکار می شود: 1- جدایی از طبیعت 2- فقدان روابط میان فردی معنی دار و 3- بیگانگی با خود اصیل. بنابراین انسان ها به سه شکل همزمان هستی- در - دنیا را تجربه می کنند, با محیط  اطراف {umwelt} - روابط مان با دیگران{mitwelt} - روابط با خودمان {eigen welt}.{2}

 

روابط میان فردی سطحی, عاری از عواطف و صرفا برای رفع تکلیف که در عصر ما به روشنی نمود پیدا کرده است, و ما انسانها تبدیل به ماشین هایی شده ایم که صرفا روابطی مکانیکی باهم داریم, همان بیگانگی با Mitwelt است و تنها عشق می تواند به دادمان برسد.

" خانه ی دوست آن حریم امن ماست///خانه ی دوست این حوالی ها کجاست "

دربه دری و بلاتکلیفی ما انسان ها نسبت به خویشتن خویش "مساله ی هویت" , نداشتن بینش به اینکه در زندگی به دنبال چه هستیم و سعادت برای ما چه معنایی دارد و اینکه خود را به آب و آتش می زنیم که به اهدافی دست یابیم, صرفا برای اینکه به دیگران فخر بفروشیم , بدون اینکه خواسته های برآمده از درون خویش را دنبال کنیم یا حتی بدانها آگاه باشیم, وضعیتی که کارل راجرز روانشناس انسانگرا از آن به شرایط ارزش Condition of Worth تعبیر می کرد بیانگر بیگانگی با خود -eigenweh- ماست.

View Full Size Image

 "جیک سالی" شخصیت اصلی فیلم "avatar"  یکی از ماها "انسان های عصر مدرن" است و با همین نگاه ابزاری به طبیعت وارد ماموریتی می شود, او مامور می شود وارد سرزمین "ناوی" ها شود و زمینه را مهیا کند تا سایر انسان های مدرن وارد این قلمرو فتح ناشده شوند و منابع آنرا به یغما ببرند , اما او در جریان این ماموریت دل از کف می دهد و فیلش یاد هندوستان می کند.

"جیک" در وصف انسان های همنژاد خود می گوید آنها مادرشان "طبیعت" را کشته اند و زمین دیگر جای زندگی نیست.

هارمونی و احساس وحدت ناوی ها با طبیعت این شوق خفته را در او بیدار می کند,  شاید مشابه همان شوقی که ما را به دامان کوه, جنگل و تماشای رودخانه ها می کشاند, سر این میل ما به عناصر دست نخورده ی طبیعت چیست؟! چرا در فصل بهار قرار از کف می دهیم و تنها یک صوفی بی ذوق و بی هنر کنج خانه را به طرف صحرا ترجیح می دهد:

"صوفی و کنج خلوت, سعدی و طرف صحرا///صاحب هنر نگیرد بر بی هنر بهانه"

آیا این میل از جنس میل و اشتیاق کودک به مادر خویش نیست؟ بی آنکه خود بداند, پاسخ مولانا به این پرسش مثبت است او علت اشتیاق انسانها به طبیعت را این می داند که مراحل تحول موجودات زنده با گیاهان آغاز شده است

"آمده اول به اقلیم جماد///وز جمادی در نباتی اوفتاد"

"سالها اندر نباتی عمر کرد///وز جمادی یاد نآورد از نبرد"

"وز جمادی چون به حیوانی فتاد ///نامدش حال نباتی هیچ یاد"

"جز همین میلی که دارد سوی آن///خاصه در وقت بهار و ضیمران" {3}

 

سیاره ی پاندورا علی رغم اینکه عناصر به ظاهر خشن و ناسازگاری در خویش دارد, اما در واقع, همین این عناصر یک نوع رابطه ی سازوارگی با کل دارند و از بقا و توازن مجموعه محافظت می کنند, همانند پرندگان و حیوانات درنده ای که در دفاع از زیست بوم خویش بسیج می شوند.

 

"جیک" که حس وحدت خویش با طبیعت را بازیافته است و بر بیگانگی با دنیا غلبه کرده است عاشق دختری از اهالی قبیله می شود. تفاوت عشق با میل جنسی این است که در میل جنسی دیگری به مثابه ی یک شی جنسی "Sex Object" در نظر گرفته می شود به بیان دیگر در میل جنسی, دیگری صرفا ابزاری ست برای لذت بردن و صرفا ارزش ابزاری دارد اما در عشق ارزش وجودی دیگری پذیرفته می شود و به تعبیر ایمانوئل کانت فیلسوف آلمانی, دیگری به چشم غایت"هدف" نگریسته می شود و نه صرفا یک وسیله, در این معنی عشق تجربه ایست که در آن عاشق به معشوق خویش نگاهی برابر و ای بسا والاتر از خویش دارد و گاه حاضر می شود جان خویش را به خاطر او فدا کند.

 در تجربه ی میل جنسی انسان صرفا به دنبال ارضای یک سائق و نیاز زیستی است و دیگری را صرفا برای ارضا, لذت و کاهش تنش خویش می خواهد و این لذت خواهی گاه به قیمت صدمه به دیگری تمام می شود در حالیکه در نگاه به تعبیر کانت غایت گرایانه به انسان , حتی در حین تجربه ی رابطه ی جنسی باید مراقب حساسیت های دیگری هم بود, قرار است که دیگری هم لذت ببرد بی آنکه هیچ گونه آسیب فیزیکی و روانی را متحمل شود, این وضعیت در عشق متحقق می شود.

به هر حال "جیک سالی" بدینگونه با تجربه ی عشق موفق می شود به بیگانگی با Mitwelt  غلبه کند و سرانجام او به ندای درون خویش اصالت می دهد نه به انتظارات و توقعات دیگران و دست به انتخابی سرنوشت ساز می زند و تبدیل به یک "ناوی" می شود و بدینسان او بر بیگانگی با خودeigenwelt هم به سان بیگانگی با umwelt و ,mitwelt چیره می شود.

 

1- نظریه های شخصیت فیست و فیست, ترجمه یحیی سیدمحمدی

2- همان

3-مثنوی معنوی, تصحیح نیکلسون



دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ | 0:3 | بهنام وروایی |
 

1- آزارطلبی{masochism}: اختلال روانی-جنسی که طی آن فرد ترجیح می دهد با رنج بردن یا تحقیر شدن تحریک جنسی شود.

2- آزارگری{sadism}: نوعی اختلال روانی-جنسی که طی آن فرد فقط با وارد کردن عذاب جسمانی یا روانی و تحقیر کردن انسانی دیگر تحریک جنسی می شود.

3- توهم{hallucination}: ادراکی که در غیاب محرکی مشخص روی می دهد.

4- عورت نمایی{exhibitionism}: اختلال روانی-جنسی که در آن فرد عمدتا با نشان دادن اندام های تناسلی خود به غریبه های بی اطلاع تحریک جنسی می شود.

5- تحمل دارو{drug tolerance}: نیاز به مصرف مقدار بیشتر دارو برای رسیدن به اثر مطلوب.

6- هذیان کنترل{delusion of control}: اعتقاد به اینکه افکار یا رفتارهای فرد از بیرون کنترل می شوند.

7- دگرسان بینی محیط{derealization}: احساس اینکه گویی دنیا, نه خود فرد , غیر واقعی به نظر می رسد.

8-دوگانگی جنسی{bisexuality}:  میل به روابط جنسی با عضای هر دو جنس مذکر و مونث.

9- بی اشتهای عصبی {anorexia nervosa}: اختلالی که طی آن فرد به شدت از چاق شدن می ترسد, فقط به اندازه ای که زنده بماند غذا می خورد, و تصور تحریف شده ای از بدن خود دارد.

10-درمانجومدار{client-centered}: رویکردی بر اساس اعتقاد راجرز به اینکه افراد ذاتا خوب هستند و پتانسیل رشد کردن در درون فرد نهفته است.

11-پسخوراند زیستی{biofeedback}: روشی که به موجب آن, افراد یاد می گیرند پاسخ های خودمختار خود, مانند فشار خون, ضربان قلب, هدایت پوست و تنش عضلانی , را کنترل کنند.

12- همزیست{comorbid}: وجود چند اختلال به طور همزمان در یک فرد.

13- تثبیت{fixation}: متوقف شدن رشد در مرحله خاصی از رشد روانی-جنسی که به ارضای بیش از حد یا ارضای ناکافی در آن مرحله, نسبت داده می شود.

14- غرقه سازی تجسمی{imaginal flooding}: نوعی فن رفتاری که در آن , درمانجو را از طریق تجسم بودن در موقعیت ترسناک, در این موقعیت قرار می دهند.

15- تفکر جادویی{magical thinking}: تفکر عجیب و غریبی که به موجب آن, فرد بین دو موضوع یا رویداد ارتباطی برقرار می کند که از نظر دیگران نامربوط هستند.

16- تشخیص موقعیت{orientation}: آگاهی فرد از زمان , مکان و هویت.

17- آزمون فرافکن{projective test}: فنی که به موجب آن, به آزمون شونده موضوع مبهمی داده می شود و از او می خواهند با معنی دادن به آن پاسخ دهد.

18- توقف فکر{thought stopping}: نوعی روش شناختی - رفتاری که به موجب آن, درمانجو یاد می گیرد افکار اضطراب آور را متوقف کند.

19- وسواس فکری{obsession}: فکر - کلمه - عبارت یا تصویر ذهنی ناخواسته ای که مکررا وارد ذهن فرد می شود و ناراحتی به وجود می آورد.

20- هیستری{hysteria}: اختلالی که طی آن , مشکلات روانی بصورت جسمانی ابراز می شوند.


برچسب‌ها: ترمینولوژی روانشناسی

یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ | 14:8 | بهنام وروایی |
پدر خوبم

تو مسافر امتداد زندگی مان بودی

که بار سفر را بی خبر بر دوش خسته ات نهادی و رفتی

سایه ای بودی و پناهی

                و ما مغرور به داشتن تو....



جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ | 20:28 | بهنام وروایی |
1- مطالعاتی که در مورد خوشبختی انجام شد نشان داده که انسان موجود ناراضی است ,فقط درجات این نارضایتی در افراد فرق دارد.

2- دو دلیل  برای فراموشی زیاد کودکان وجود دارد; کمبود توجه و تمرکز - اضطراب. البته این دو می توانند باهم ترکیب شوند.

3- ما انسانها از منظر میزان تحمل درد باهم متفاوت هستیم.

4-  بیست سالگی سن مناسبی برای تصمیمی بلند مدت نیست مثل تصمیم به ازدواج. علت این مسئله هم این است که این سن, سن ثبات و قرار نیست.

5- برخی افراد برای ناکامی هایشان, بدنبال یک مقصر می گردند و آنرا پیدا می کنند{اعم از زمان - اشخاص - قانون و شانس و ...}

6- بهتر است فاصله بین جلساتی که از تنش زدایی عضلانی برای کاهش یا از بین بردن فوبی استفاده می شود, بیشتر از دو یا سه روز نباشد . از طرفی می توان از مراجع خواست در منزل روزی یک یا چند بار این تمرین را انجام بدهد.

7- خیلی از اوقات بیدار نکردن بچه ها در زمان کابوس دیدن{چون خواب هستندکابوس ثبت و ضبط نمی شود} کار درستی است چون کابوس می تواند نقش تخلیه روانی را داشته باشد.

8- بچه ها بین دو تا چهار سالگی به علت داشتن انرژی زیاد و کنجکاوی, پر جنب و جوش هستند. بنابراین نباید به آنها برچسب بیش فعالی زد.

9- ریشه مذهبی بودن برای بسیاری از افراد , جهل و ترس است.

10- مدیریت زمان یکی از مهمترین مهارت های زندگی است.

11- ما می توانیم فردی را مناسب برای ازدواج پیدا کنیم اما همیشه این امکان هست که 5 یا 15 سال بعد, او تغییر کند طوریکه نتوانیم زندگی را با او ادامه دهیم. حتی این تغییرات می توند در هر دو نفر و در دو جهت متفاوت و متضاد باشد.

12- اصل اول سلامت روانی,  درک واقعیت و کشف حقیقت است.{بدانیم در درون ما و بیرون ما چه می گذرد}

13- بسیاری از افراد قصدشان از گفتگو در مورد اختلافات با دیگران, حل مسئله نیست بلکه بردن یا پیروز شدن در گفتگو است.

14- ما باید "فردیت" خود را در جمع و گروه{ در حد متعادل} حفظ کنیم.

15- از نظر برخی افراد , وقتی کسی حقیقتی را بیان می کند دو احتمال وجود دارد: ساده لوحی و دروغی پشت این راستگوئی یا حقیقت گوئی وجود دارد.

16- بعضی از بچه ها وقتی توجه{مثبت} والدین را دریافت نمی کنند بدنبال کارها یا رفتارهای می روند که توجه منفی والدین را کسب کنند.{تمام این تلاش ها برای کسب توجه است}

17- اینکه چه کسی به من آسیب زده{غریبه - دوست و خانواده} اعم از دیگران یا خودم , به عمد بوده یا به سهو, مهم نیست بلکه این مهم است که من باید از خودم مراقبت کنم.

18- از آنجائیکه علم, تئوری احتمالات است, پایه علم , آمار می باشد.

19- بعضی از افراد نسبت به آنچکه در اطراف شان رخ می دهد بی حس و احساس هستند , نه قدرتمند و یا صبور.

20- ما باید بدانیم کارهای یک, دو و سه ... زندگی مان چه است ؟ و رفتارمان را بر اساس آن تنظیم کنیم.

21- اصولا بخشیدن دیگران, آزاد کردن خود فرد است از دردی که یک روزی واقعی بوده است اما امروز ذهنی است.

22- استراحت فقط بعد از کار است که با ارزش است نه اینکه فرد بگوید من دیگر کار نمی کنم و استراحت می کنم. استراحت پس از کار و خستگی معنا پیدا می کند.

23- من خودم به یک دهم کارهای لازم, واجب و ضروری که باید بکنم نمی کنم و نمی رسم , حالا بیام وقتمو صرف کارهای کرده و نکرده آقا و خانم دیگه ی بکنم.

24- عشق نوعی فهمیدن یکدیگر است.

25- موضوع اول همه ما بزرگسالان در ابتدا, خودکفائی است.

26- اگر در گذشته من, به من ظلم شده است وقتی سعی می کنم نقش حامی یا وکیل مدافع را برای دیگرانی که مظلوم واقع شده اند بازی کنم در واقع من از آن بخش آسیب دیده خویشتن دفاع می کنم.

27- ما انسانها هیچ چیز نیستم جز مغز , برای مثال اگر ما دست مان قطع شود یا قلب مان با قلب کسی عوض شود ما همان فرد باقی خواهیم ماند.

28- موفقیت با قدم اول آغاز می شود, درست برداشتن قدم های اول در بسیاری از امور, زمینه ساز موفقیت می باشد.

29- کلاس های آمادگی برای کنکور به دو دلیل خوب است: 1:یادگیری مهارت های تست زنی و 2:قرار گرفتن در گروه و کسب انگیزه از آنها.

30- دو لغت را جوانان زیاد استفاده می کنند : نمی دانم - نمی توانم ; که من کاملا با آن مخالفم.

31- وقتی زندگی مهم نیست چرا باید مرگ که یعنی نبودن زندگی است اهمیت داشته باشد.

32-در نوجوان ها علامت اصلی افسردگی, عصبانیت است.

33- افرادی که خیلی در مورد موضوعی یا چیزی بدنبال قطعیت و حتمیت هستند, خود این موضوع بیانگر اضطراب و نگرانی شان می باشد.

34- چرا ما از فیلم های ترسناک نمی ترسیم؟ برای اینکه مغزمان را قانع کرده ایم این فقط یک فیلم است. یک دلیل ترس بعضی از افراد از این دست فیلم ها, باور و اعتقاد آنها به موضوعات عجیب و غریب است مثل جن.

35- برخی از بچه ها بخاطر اشکالاتی که مردمک چشمانشان دارد در خواب, اشک از آنها سرازیر می شود.

36- دو نوع جدائی وجود دارد: جدائی جغرافیایی و جدائی روانشناختی.

37- برای بعضی از افراد رفتن بر سر قبور برای تخلیه هیجانی است.

37- ما قرار است امروز از خود بپرسیم که قرار است چکار کنیم نه اینکه دیروز باید چکار می کردیم و فردا باید چکار کنیم.

38- من اگر کسی هستم که امیدم را به فردا از دست دادم بسیار عادی و طبیعی است که من برای چه امروز بکارم تا فردا برداشت کنم؟ چون اصلا فردای نیست.

39- بچه ها اگر در 3 یا 4 سالگی بتوانند با {الخصوص در مهد کودک} 4 کودک ارتباط برقرار کنند بسیار عالی است.

40- بعضی از افراد بای پولار با گذر زمان وارد مرحله افسردگی بسیار شدید می شوند که حتی امکان دارد در زمان افسردگی, نشانه های روانپریشی را نیز بروز دهند.

41- بچه کم هوش ممکن است متوجه بعضی از مسائل نشود اما بخاطر تمام آنچه که نمی تواند انجام بدهد آسیب بیشتری می بینند.

42- دارو درمانی معمولا نشانه های بیماری را برطرف می کند اما علت بوجود آورنده بیماری بجای خود باقی است.

43- ما باید از گذشته بیاموزیم نه که به آن بیآویزیم.

44- در بعضی موارد کسانیکه در گذشته زندگی می کنند بدین دلیل است که حال و آینده روشنی ندارند و یا نمی بینند برای خود.

45- اوج رابطه عاطفی خودش را در رابطه جنسی نشان می دهد.

46- معمولا مردان با داشتن مسئله و مشکل در زندگی, خیلی از اوقات تمایل جنسی شان به دلیل جنبه جبرانی {سکس}افزایش پیدا می کند.

47- رابطه جنسی مثل یک مهارت است که می توان آنرا بهتر و بهتر کرد.

48- همه چیز در مغز است: قسمت تعقل و تفکر - قسمت احساسی و عاطفی و قسمت حسی.

49- نمره هوشی 70 تا 84 , نمره مرزی است. انتظار زیاد از این کودکان به مانند این است که ما بخواهیم بار یک کامیون را با یک خودرو جا به جا کنیم.

50- تشخیص ADD و ADHD  در 6 سالگی راحت قابل تشخیص است.

 


برچسب‌ها: دکتر هلاکویی

دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ | 22:23 | بهنام وروایی |
موضوع 1: روانشناسی تجربی است

 

منظور از تجربی چیست؟  تجربی نگری فرضی است که می گوید دانش باید از طریق مشاهده کسب شود. وقتی می گوئیم روانشناسی علمی است یعنی نتیجه گیری های آن به جای استدلال, گمانه زنی, عقاید سنتی یا عقل سلیم, براساس مشاهده مستقیم قرار دارند.

 

موضوع 2: روانشناسی از لحاظ نظری متنوع است

 اگرچه روانشناسی براساس مشاهده قرار دارد , ولی یک رشته مشاهدات نامربوط, آگاه کننده نخواهد بود .بلکه باید آنچه را که مشاهده می کنند توضیح دهند و بفهمند.آنها برای رسیدن به این اهداف باید نظریه پردازی کنند.

نظریه نوعی سیستم مفاهیم مربوط به هم است که برای توجیه کردن یک رشته مشاهدات به کار می روند. به عبارت دیگر , نظریه مشاهدات ظاهرا نامربوط را به هم متصل می کند و می کوشد آنها را توضیح دهد.

 

موضوع 3: روانشناسی در بستر اجتماعی - تاریخی تکامل می یابد

 

بین آنچه در روانشناسی و آنچه در جامعه اتفاق می افتد, ارتباط نزدیکی وجود دارد. گرایش ها - موضوعات - و ارزشهای موجود در جامعه, بر تکامل روانشناسی تاثیر می گذارند. همین طور , پیشرفت روانشناسی بر گرایشها, موضوعات و ارزش های جامعه تاثیر می گذارد.

 

موضوع 4: عوامل متعددی رفتار را تعیین می کنند

 

زمانی که روانشناسی پخته تر شد متوجه شد رفتار بسیار پیچیده است و عوامل متعددی آن را تعیین می کنند. به این عقیده "علیت چند عاملی رفتار"  گفته می شود.

 

موضوع 5: رفتار ما توسط میراث فرهنگی مان شکل می گیرد

 

از بین عوامل تعیین کننده رفتار انسان , عوامل فرهنگی خیلی برجسته هستند.

فرهنگ به سنتها, ارزشها, هنجارها, موسسات و سایر دستاوردهای جامعه اشاره دارد که افراد در آن سهیم اند و نسل به نسل منتقل می شوند.

 

موضوع 6: وراثت و محیط مشترکا بر رفتار تاثیر می گذارند

 

اگر بپرسیم آیا انسانها زاده شده یا ساخته شده اند, پاسخ روانشناسی "هردو" است.

 

موضوع 7: تجربه ما از دنیا بسیار ذهنی است

تجربه افراد از دنیا بسیار ذهنی است.حتی ادراکات مقدماتی-مثلا ادراک دیدنی ها و شنیدنی ها- فرایندی منفعل یا نافعال نیست.

ما فعالانه تحریک وارده را پردازش می کنیم, روی برخی از جنبه های آن تحریک تمرکز می کنیم, در حالی که جنبه های دیگر را نادیده می گیریم. علاوه بر این ما محرک های را که مورد توجه قرار می دهیم , سازمان دهی می کنیم. این گرایشها باعث می شوند که ادراک , شخصی و ذهنی شود.

 

 

 

 

 



جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ | 0:54 | بهنام وروایی |
1- کودکان بر خلاف بزرگسالان که در گذشته و آینده زندگی می کنند در حال و اینجا زندگی را حس و احساس می کنند{اینجا و اکنون}.

 

2- فلاسفه همان کودکان ریش دار هستند چون همان سوال های کودکانه را می پرسند و جستجو می کنند بنابراین می شوند فیلسوف.

3- "من" به یک اعتبار تمام توجهات, حوادث{مربوط به من} و تجربیات گذشته هستم.

4- انرژی روانی در تحلیل نهایی چیزی جز توجه و تمرکز نیست.

5- ما انسانها هیچ چیز نیستیم جز مغز. برای مثال اگر ما دست مان قطع شود یا قلب مان با قلب کسی عوض شود ما همان فرد باقی خواهیم ماند.

6- یک فرد خودشیفته {نارسیسم} از نظر علمی کیست؟ کسی است که در کودکی بر روی آن پا گذاشته اند و له شده است و حالا آن قسمت سالم وجود خود را آنقدر بزرگ می کند که عیب خود را بپوشاند.

7- مهم این نیست که ما چقدر می خوابیم , مهم آن است که در بیداری چه می کنیم یا چقدر کار می کنیم.

8- انقلاب ها می توانند هم رو به جلو باشد و هم عقب اما اصلاحات روبه جلو است.

9- برای آموزش جدایی کودک از مادر یا والدین {مراقبین اصلی} باید از بازی قایم باشک استفاده کرد.

10- زندگی حل مشکلات دائمی است که از چپ و راست بر سر ما می ریزد.

11- کدام انسان موفق است که شکست نخورده باشد؟؟ بدون شکست و اشتباه, موفقیت معنا ندارد و قابل تصور نیست , آیا می توان تصور کرد کسی را که می خواهد پیانو بیاموزد و اشتباه نکند.؟؟

12- آبرو یعنی چه؟؟؟ یعنی نظر و قضاوت دیگران در مورد من.

13- یکی از دلایل موفقیت برنامه دوازده قدم در اعتیاد این است که می گوید " من نمی گویم برای همیشه مشروب نمی خورم , من می خواهم امروز مشروب نخورم".

14- مطالعات نشان می دهد 10 درصد از زنان, بچه نمی خواهند.

15- علم اقتصاد , علم استفاده نامحدود از منابع محدود است.

16- سیستم پاداش و تنبیه برای کودکانی که مبتلا به افسردگی و به تبع آن یاس و ناامیدی هستند اصلا روش مناسبی نیست.

17- می توان گفت تماشای زیاد تلویزیون و یا بازی های رایانه ای توسط کودکان را امروزه به عنوان کدهای اعتیاد می شناسیم.

18- در افراد بای پولار معمولا افسردگی با خشم و عصبانیت همراه است و شیدایی با همکاری و سازگاری.

19- بیماری های روانی بر تمایلات جنسی نقش دوگانه ای دارند مثلا در افسردگی کاهش میل جنسی را می بینیم اما در خشم و اضطراب افزایش تمایلات جنسی را می بینیم.

20- بچه ها در کودکی چهار موضوع دارند: خواب- تغذیه - شستشو و بازی.

21- بخشش حتما باید با فراموشی همراه باشد.

22- در آمریکا بعد از مرگ, دومین هراس مردم سخن گفتن در برابر جمع و دیگران است.

23- کوشش برای خودشناسی , فرآیند و پروسه ای بلند مدت و تدریجی است.

24- ما غالبا قضاوت و نظرمان درباره کودکی مان, تحریف و دگرگون شده است.

25- خیلی از اوقات سطح و انتظار ما از خودمان آنچنان بالاست که ما در بیشتر شرایط از خودناراضی هستیم.

26- بعضی از اوقات در گفتگوها , کسی یا کسانی نظری دارند که در کلیت موضوع درست است اما در جزء غلط است یا در جزء درست است اما در کلیت غلط است.

27- معمولا افرادی که احساس خردی می کنند , نمی خوهند کسی آنها را اصلاح کند یا با آنها مخالفت کند.

28- انسان موجودی متعادل و تکامل گرا است و زندگی یعنی حرکت در جهت تعادل و تکامل.

29- معمولا افرادی که هایپومانیک دارند به دارو نیاز ندارند.

30- روزی که اضطراب و افسردگی وجود دارد بیش از هر چیزی انرژی روانی{توجه و تمرکز} از کنترل خارج می شود و به میل خود هرز می رود.

31- افرادی که در وجودشان این نظر نهفته است که من بی ارزش یا کم ارزش هستم دو رفتار را بروز می دهند: خودناپسند{من هیچم} - خودپسند{من همه چیزم}.

32- در اختلافات خاانوادگی جلسه های مشاوره برای حل مسئله است نه دادگاهی که مشخص کند مقصر کیست.

33- زنان حامله تا ماه هفتم و هشتم می توانند رابطه جنسی داشته باشند.

34- اینترنت منبع بهترین ها و بدترین هاست.

35- بعضی از افراد از تصور اینکه فلان اتفاق ناگوار برایشان نیافتد, چنان رنجی می برند که حتی بیشتر از رنجی است که اگر آن اتفاق می افتاد برایشان.

36- اصولا بخشیدن دیگران, آزاد کردن خود فرد است از دردی که یک روزی واقعی بوده است اما امروز ذهنی است.

37- خطری که بچه های دوقلو را تهدید می کند دشمنی است که با هم پیدا می کنند.

38- با توجه به محدودیت زمان و انرژی , نباید وقت و انرژی مان را صرف کارهایی کنیم که نه مهم هستند و نه فوری.

39- ازدواج در مفهوم سنتی آن در ایران , یک امر خانوادگی است نه کار بین دو نفر.

40- قرار است ما تا 35 سالگی موضوع ازدواج و 2 فرزند را حل کرده باشیم.

41- ما در هیچ حوزه ی از زندگی کامل و بی عیب و نقص نیستیم, حال چرا انتظار داشتن همسر بی عیب و نقص داریم.

42- وقتی که من فکر می کنم خوب و خواستنی نیستم حالا دیگه سعی می کنم به همه نشان بدم که من خوب و خواستنی هستم.{ در دام مهر طلبی افتادن}

43- من قرار است آنی بشوم که می توانم بشوم نه آنکه دیگران می خواهند.

44- زمانی که من در امتحانی قبول نمی شوم دو معنا فقط دارد: 1: من به اندازه کافی درس نخوانده ام  و 2: دیگران بیشتر از من درس خوانده اند{ نه چیز دیگر}

45- بدترین کار, از توان انداختن و از فعالیت انداختن کودکان و افراد مسن است.

46- من حق ندارم از دیگران سوال های بپرسم که آنها را ناراحت می کند یا خوششان نمی آید.

47- استراحت فقط بعد از کار است که با ارزش است نه اینکه فرد بگوید من دیگر کار نمی کنم و استراحت می کنم. استراحت پس از کار و خستگی معنا پیدا می کند.

48- با یک نگاه می توان به یک فرد جذب شد اما اگر عاشق شد حداقل 12 اختلال در آن فرد قابل تشخیص است.

49- بسیاری از اوقات عشق اول فقط یک آتش جنسی است.

50- در ایران مردها قرار است آدم مهمی بشوند و زن ها نیز , زن آدم مهمی بشوند , در نتیجه این باور ,یک عده ای شده اند عروسک.

 


برچسب‌ها: دکتر هلاکویی

پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳ | 0:36 | بهنام وروایی |
1- تمام قانون مطلق جهان فقط این است که همه چیز ناقص است.

2- شناخت انسان شکل گرفته از سه سیستم علمی, فلسفی و مذهبی است.

3- رویاپردازی یا خیال پردازی راهی است برای حس و احساس نکردن جهان.

4- چند نوع اعتیاد مثبت که از همه دیگر انواع جدی تر هستند عبارتند از : 1-درس و تحصیل یا کار علمی2- کار فراوان و 3- مذهب.

5-جهان جهانی است که ما باید با اطلاعات کم, تصمیم بگیریم.

6- تمرین تنش زدایی تدریجی عضلانی{بعنوان تکلیف منزل} بهتر است در سه وعده صبح پس از بیداری, پیش از شام و قبل از خواب صورت گیرد.

7- برای افسردگی اصلا نباید از هیپنوتیزم استفاده کرد چون خطرناک است حتی سایکوآنالیزم {روانکاوی} که نوعی هیپنوتیزم هوشیار است را نباید در مورد افسردگی استفاده کرد.

8- معمولا افرادی که دارای بیماری شدید روانی هستند خود را سالم و دیگران را بیمار می بینند.

9- مرکز اضطراب در مغز , فرونتال لوب می باشد.

10- در برخی شرایط بهتر است کودکانمان را {مشکل دار شده} نزد یک روانشناس خانم که مادر نیز هست, ببریم.

11- مطالعات نشان می دهد که مغز باید یک درب داشته باشد با یک نگهبان, که اجازه بدهد چه موضوعی داخل شود و کارش را انجام دهد و بیرون بیاید و نوبت بعدی.

اینکه مغز ما چند درب ورودی داشته باشد بدون نگهبان و هر موضوعی و یا موضوعاتی که هر وقت خواستند بیایند و بروند باعث پراکندگی ذهن می شود.

12- جهان علمی, جهانی فیزیکی و مادی است.

13- مغز یک پدیده فیزیکی و مادی است و ذهن نیز کارکردهای آن است که منطقه معین و مشخصی ندارد. در اینجا همانطور که ویولون و صدای آن را از هم جدا کرده ایم مغز و ضمیر نیز جدا کرده ایم.

14- تنها دلیل تیک عصبی, اضطراب است.

15- افسردگی شدید گاهی هذیان , بخصوص هذیان صدا را بوجود می آورد.

16- در پانیک اتک {حمله وحشت} فرد آگاهی و هوشیاری خود را از دست می دهد, طوریکه نمی داند کی کیست؟ و چه زمانی است؟ در حالیکه در انگزایتی اتک{حمله اضطراب} هوشیاری فرد این چنین مختل نمی شود.

17- جهان جهانی است که ما باید با اطلاعات کم, تصمیم بگیریم.

18- امروزه می دانیم بین 6 تا 18 سالگی, احتمالا بزرگترین عامل رشد عقل و افزایش توانایی های هوشی, حتما ورزش است.

19- بعضی از خانم ها یا آقایان تحصیل و ادامه تحصیل و یا هر چیز دیگری را بهانه قرار می دهند برای اجتناب یا فرار از ازدواج یا صاحب فرزند شدن{مکانیسم اجتناب}.

20- دروغ و غلو کردن در افراد دوقطبی بسیار رایج است.

21- اختلالات شخصیت مربوط به 8 سال اول زندگی است . معمولا بر روی اختلالات شخصیت کار روانکاوی نمی کنند.

22- بهتر است که اگر فرزند اول دختر هست , فرزند دوم با فاصله بیشتری بدنیا بیاید بخاطر حسادت شدیدی که در دختر بچه وجود دارد.

23- معمولا اتفاق می افتد که افراد در ازدواج اشتباه می کنند اما نباید گذاشت که در طلاق هم اشتباه صورت گیرد. باید مطمئن بود که طلاق درست است.

24- امروزه بین 30 تا 50 ساعت کار در هفته را برای سلامت روانی ضروری می دانند.

25- خیلی از افراد می خواهند با بدست آوردن پول, دیگران به آنها توجه کنند.

26- هستند کسانیکه در مواردی {تعمدا} حرف های راست و درستی را در ابتدا می زنند تا بتوانند پشت این راست ها, دروغ های بزرگتری را پنهان کنند.

27- بیشتر نوجوانان الخصوص در زمان بلوغ از چهره و اندام خود راضی نیستند.

28- کاری را که نمی خواهی تمام کنی, نباید تمام کنی یا نمی توانی تمام کنی شروع نکن.

29- بعضی از افراد در گفتگو کاملا توصیفی هستند و برخی تک کلمه ای یا تک جمله ای هستند.

30- ما برای حل کردن مسائل مان , نیاز به یک دیده خطاپوش داریم.

31- 85 تا 90 درصد کسانیکه فاحشه و روسپی گری می کنند از این کار و عمل بسیار منزجر هستند.

32- خالکوبی بدلایلی ریشه در ویژگی های مازوخیستی دارد{چون خیلی دردآور است زدن و برداشتن آن}. خالکوبی معمولا بین 16 تا 40 سالگی اتفاق می افتد.

33- بعضی از افراد هدف خوبی دارند اما راه خوبی را انتخاب نمی کنند , بعضی دیگر کاملا برعکس و برخی نیز هر دو را بد انتخاب می کنند و در پیش می گیرند یا اینکه هر دو را خوب انتخاب می کنند.

34- مردم برخی اوقات موضوع را بیشتر عوض می کنند تا اینکه دروغ بگویند و در اکثر مواقع این عمل ناآگاه است و خودفریبی است تا دگرفریبی.

35- مطالعات نشان داده است که بدترین نوع مرگ, مرگ بر اثر سوختن است.

36- چون انسان موجودی ناقص است نقص در همه کارها, رفتارها و عقاید او هست.

37- در درد و دل کردن , تخلیه روانی تا حدودی صورت می گیرد.

38- اگر کسی یا چیزی برایمان مهم است مطمئنا می توان وقت و فرصت را پیدا کرد برای اون.

39- بچه ها نباید بین 6 تا 12 و 13 سالگی احساس نیاز جنسی داشته باشند و این نداشتن خود نشان از سلامت کودک است.

40- بسیاری از عشق های نوجوانی و اوایل جوانی, عشق های بیمارگونه است.

41- ما انسانها از جهتی سعی می کنیم خود را منحصر بفرد و یونیک نشان دهیم و از طرفی سعی می کنیم خود را همرنگ جماعت کنیم.

42- نه من قرار است با ملاک های دیگران زندگی کنم و نه قرار است دیگران با ملاک های من زندگی کنند.

43- خیلی از اوقات بهتر است ما با سختی ها بسازیم تا اینکه با دروغ خود بسازیم.

44- دو رشته روانشناسی و روانپزشکی, هر دو ما را به شناخت روان انسان می رسانند اما از دو راه مختلف و متفاوت.

45-اگر ما مدام بدنبال تصحیح , راهنمایی و اصلاح و کمک فرزندمان باشیم او از ما دور می شود.

46- در بسیاری از موارد ما نمی توانیم تغییراتی را در خودمان که بسیار مفید و ضروری است را ایجاد کنیم الخصوص تغییرات پایدار , چه رسد به دیگران.

47- شکسته شدن کروموزم 10 می تواند منجر به عقب ماندگی ذهنی شود.

48- بهتر است تا آنجائیکه به ما مربوط نیست و امکان پذیر است دیگران را قضاوت نکنیم.

49- دلیل و نیازی وجود ندارد که همه ما را بپذیرند و بپسندند.

50- بعضی از افراد حتی نگران این هستند که دیگران در مورد او چه می گویند و او را چگونه قضاوت می کنند پس از مرگ شان.


برچسب‌ها: دکتر هلاکویی

جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ | 16:55 | بهنام وروایی |
1- بسیاری از "اما" و "اگرهای" که بکار می بریم برایمان اضطراب و ناامیدی ایجاد می کند.

2-کمال گرایی یعنی کوشش برای بهتر بودن و بهتر شدن {پدیده مثبت و سازنده بر خلاف کمال پرستی}

3-کدام را می خواهید ؟ بیشتر داشتن یا بیشتر بودن؟

4-ما باید بیش از آنکه هستیم بخوایم تا بیش از آن شویم که هستیم ولی این داستان حرکت از یک پله است یعنی از یک پله باید سراغ پله دیگر رفت.

5- یک رابطه صمیمانه و صادقانه یا یک عشق , به آدم ی آینه میده تا خودش رو ببینه و از طریق این رابطه ها به مرزهای خودش می رسه و مهم اینکه بتونه اون حد و مرز رو بشکنه{ عامل رشد}

6- لذت یا لذت بردن یک نیاز عمیق روانی انسان است.

7-یک زن و یا یک مرد باید به این نتیجه برسد که این آدم{همسرش} واقعا من و فقط و فقط من رو تمام و کمال می خواد و اینکه دودل هست اصلا احساس خوبی نیست.

8-رابطه جنسی میوه و نتیجه عشق است و نه آغاز عشق.

9- برخی از افراد با آزار دیگران می توانند , آرام بگیرند.

10- ما در دنیای قید و محدودیت هستیم . این دنیا , دنیای کون و فساد است ایجاد می کند و خراب می کند.

11- تنهایی و بیکاری بدترین نوع زندگی است.

12- فاصله مناسب بین زمان تولد بچه ها 20 تا 35 ماه است.

13- عشق یک احساس و هیجانی است که نتیجه شناخت و آگاهی است و موضوع شناخت و آگاهی یعنی درک واقعیت اشیا, جهان و انسان است که از طریق عقل صورت می گیرد و به علم می رسد.

من نادان بی عقل که خود را نمی شناسم نمی توانم دیگری را بشناسم و در نتیجه عشق و عاشق بودن معنای ندارد. البته این احساسات و هیجانات فارغ از شناخت و آگاهی را می توان کشش, تمایل جنسی, تنهای و یا نیاز نام نهاد.

14-عشقی که ناشی از ترشح دوپامین است سمپل و نمونه ای از عشق واقعی است.{این نوع از عشق شبیه مصرف کوکائین است}

15- عشق فرزند آزادی است. خطری که در عشق وجود دارد , این است که شما اگر عنصر آزادی و آزادگی را نداشته باشید کار را به مالکیت و کنترل می کشانید و در نتیجه راه وابستگی و عادت باز می شود.

16- هرکسی برای رفتار عادی باید خودش- شرایط و محیطش عادی باشد در غیر اینصورت نباید انتظار رفتار عادی داشت.

17- پدر و مادر قرار است با آگاهی و مهربانی نقش خود را ایفا کنند.

18-افسردگی باعث کاهش میل جنسی می شود نه از بین رفتن آن.

19- ما قرار است امروز را خوب زندگی کنیم و فردا را بگذاریم برای فردا.

20- حساسیت یعنی اینکه من چیزهای کوچک بد را بزرگ می کنم در حالیکه با احساس بودن یعنی چیزهای کوچک خوب را بزرگ می کنم.

21-حساس یعنی اینکه من پوست روانی ندارم, من شکننده هستم , یعنی من امنیت و آرامش ندارم.

22- آدم خالی مدام این سوال را دارد "که از نظر دیگران چطورم؟ یا چطور بنظر میام؟"

23- دوستان یا ما را می سازند یا ویران می کنند.

24- مفهوم تنهایی این است که من بد هستم , او بد است و نتیجه دوستی بد است.

25- بعضی مواقع ما ناآگاهانه بجای توضیح{اکسپلنیشن}دادن در حال توجیه کردن{جستی فیکیشن} هستیم . دلیل تراشی بجای دلیل آوری.

26-وسواس یعنی گیردادن به چیزهای که ضرورت و اهمیت ندارد .

27- تفکر یعنی حرکت از معلومات برای رسیدن به مجهولات.

28- درد و رنج بدترین کار از بیکاری خیلی خیلی کمتر است. بعضی از افراد تصور می کنند کار نکردن مانع از درد و رنج می شود . لذت بیشتر و درد کمتر برمی گردد به کاری که آنرا دوست داریم.

29- در بعضی مواقع علت افسردگی , خشم و تنفر از خود و دیگران است.

30- ما باید به رشد متعادل فرزندان مان در تمام وجوه همت بگماریم.

31-  افرادی که دچار عشق های آتشین می شوند از معشوق شان چیزی می سازند که نیست.

32-بدانیم و بخوانیم و اگر نخواستید نپذیرید اما نه اینکه ندانسته رد و نفی کنیم.

33-آدم عادی نه در قله هاست و نه در دره هاست بلکه در جاده هاست.

34- بعضی از افراد هر رابطه ای برای همسرشان را یک رابطه خطرناک جنسی می بینند.

35-مهم ترین مشکل 14 تا 36 ماهگی برای بچه ها, شک و شرم نسبت به وجود خودشان است.

36-اگر توهین بد است تکرار توهین نیز بد است.

37- رژیم غذایی گرفتن عملی ضد طبیعت انسان است یعنی من گرسنه هستم و غذا هم هست اما نباید بخورم, اینجاست که کار برای انسان سخت است.

38-نیاز عامل بوجود آورنده دو چیز می شود: انگیزه و هدف.

39-انسان برای اینکه جاهل و نادان باشد قرار نیست که کاری بکند بلکه همینکه بنشیند و هیچ کاری نکند جاهل و نادان خواهد شد.

40-انتخاب آنجاست که ما بین احتمالات ممکن, یکی را بر می گزینیم.

41- دگرگونی های اجتماعی حاصل دو اصل اساسی است: 1-اقتصاد و 2-عقاید و باورها و ایدئولوژی.

42- شاخص فلاکت در هر کشوری ترکیب دو چیز است: تورم و بیکاری.

43-لزبین کسی نیست که از مرد متنفر باشد بلکه از زن خوشش می آید.

44- در زندگی بعضی از افراد برای رسیدن به هدف ها و خواسته هایشان می دوند, بعضی راه می روند و بعضی می خزند.

45- وقتی ما می گوئیم چیزی مهم است یا مهم نیست باید آنرا در رفتارمان نشان دهیم.

46-یکی از مهم ترین نیازهای کودک, توجه است .توجه مثبت نامشروط.

47-بعضی از افراد نه لذت می برند و نه لذت می دهند بلکه درد می کشند و درد می دهند.

48-وابستگی یعنی من نگران نظر و قضاوت تو هستم.

49-فرهنگ یعنی راه و روش گذشتگان برای زندگی و ارتباط با دیگران.

50-اضطراب کم به مانند درد و تب است که ما را متوجه و هوشیار می کند.


برچسب‌ها: دکتر هلاکویی

پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۳ | 0:19 | بهنام وروایی |

       

       ما که باغ بهارمان پژمرد 

       ما که پای امیدمان فرسود 

        بی تو از سوز عشق با که نالیم؟ 

        بی تو درمان درد از که جوئیم ؟ 

        بی تو رسم محبت از که آموزیم؟ 

        و بی تو یاس و شمعدانی خانه ات را  

        به کدامین بهار بشارت دهیم؟



سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ | 14:36 | بهنام وروایی |
بر اساس شخصیت - احساسات - خلق و خو و باورها , افراد در مواجهه با مشاجره و اختلاف ها با دیگران یا همسر ممکن است یکی از روش های زیر را اتخاذ کنند. 

 

1- روش اجتناب یا گریز: در این روش فرد از ابراز نظر و عقیده و احساس خود تا حد ممکن خودداری می کند. فرد یا سکوت می کند و به اصطلاح در درون خود می ریزد  و خود خوری می کند و یا با ذکر اینکه "حق با توست" می خواهد قضیه هر چه زودتر فیصله یابد . 

 این روش برای سلامت روانی و جسمانی بسیار مضر و خطرناک است. 

  

2- روش رقابتی یا تهاجمی: بدلیل آموزه های فرهنگی و تربیتی در ذهنیت چنین افرادی زندگی یک میدان جنگ و مبارزه است.  جنگ, جنگ قدرت است . موضوع برنده شدن و برتر شدن است . 

این روش باعث فاصله گرفتن افراد از یکدیگر و یا تشدید مشکلات می شود. 

 

3- روش سازشکارانه: در این روش که تا حدودی شبیه روش اجتناب و فرار است , فرد بدلیل ضعف و ناتوانی از خواسته و نظر خود گذشته و با طرف مقابل همراه و هماهنگ می شود. 

این روش شاید در کوتاه مدت نتایج مثبتی به بار آورد اما در گذر زمان و یک طرفه ماندن این گذشت  از نظر و خواسته خود فرد دچار خشم و یا حتی افسردگی شود. 

 

4- روش سازگارانه: در این روش که حالت نوعی بده بستانی است که هر دو طرف به برخی و یا قسمتی از خواسته ها, نظرات و اهداف خود می رسند همچنانی که به برخی دیگر نمی رسند و چشم پوشی می کنند به خاطر طرف مقابل شان. 

 

5- روش همکارانه یا دوستانه: این روش بهترین و کاملترین نوع حل اختلاف است. در واقع این روش راه حل برد- برد است.



سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ | 23:14 | بهنام وروایی |
یک فرد خودخواه:

1- جایی برای دیگران در ذهن و فکر خود ندارد. 

2- قادر به درک افکار- احساسات و نیازهای دیگران نیست و یا اصلا آنها را نمی شنود. 

3- دیگران را مسئول احساس درد و ناراحتی یا لذت و خوشحالی خود می داند. 

4- ز دیگران برای رسیدن به امیال- خواسته و اهداف خود استفاده می کند. 

5- حق و حقوق خود را بر دیگران در اولویت قرار می دهد, حتی اگر لازم باشد حق و حقوق دیگران را نادیده بگیرد. 

6-فقط به فکر خواسته - نیاز و امیال خود است. 

7- اکثر مواقع از دیگران طلبکار است. 

8- در بسیاری از موارد رفتار متکبرانه دارد. 

9- حرمت نفس پائینی دارد. 

10- خلق ناپایدار داشته و در مواقعی که کارها بر وفق مراد نباشد, به راحتی از کوره در می رود. 

11- بیشتر مواقع سعی بر کنترل دیگران دارد. 

 

در مقابل فرد خود دوست: 

 

1- همان قدر که به خود احترام می گذارد به دیگران هم احترام می گذارد{افکار- نظرات - احساسات و...} 

2-خود مسئولیت افکار و رسیدن به امیال- خواسته ها و نیازهایش را به عهده می گیرد تا اینکه از دیگران توقع داشته باشد. 

3-برای دیگران همان قدر حق انتخاب قائل است که برای خود. 

4- قابلیت سازگاری خوبی داشته و به نظر اکثریت احترام می گذارد {حتی اگر مخالف نظر او باشد} 

5- بدون تجاوز به حق و حقوق دیگران کار درست خود را انجام می دهد {مثلا اگر خیلی خسته باشد و نیاز به خوابیدن زودتر از موقع داشته باشد بخاطر ناراحتی همسرش که چرا با او به تماشای برنامه تلویزیون نمی نشیند , صرفنظر نمی کند.} 

6- بدلیل کسب خوشحالی و لذت و نه از روی ترس- اجبار یا احساس گناه بفکر لذت بردن دیگران نیز هست. 

 

خود شیفتگی {توضیحی کوتاه در مورد این اختلال شخصیت} 

 

این اختلال با سه ویژگی خودمحوری- خودخواهی و درخودماندگی مشخص می شود. و شاه علامت آن اعتماد به نفس {ونه حرمت نفس} بیش از حد{غیر واقعی و کاذب} است. 

 

از جمله ویژگی های این اختلال شخصیت: 

1- تصور می کند از دیگران برتر و کاملا منحصر بفرد است{از نظر فیزیکی و ظاهری} 

2- افراد برتر و بهتر از خود را تحقیر و خوار می شمارد. 

3- قادر به درک احساسات و عواطف دیگران نیست و یا به آن توجهی ندارد. 

4-دائما به دنبال تحسین و ستایش دیگران از خود است و به معنی واقعی از خود متشکر است. 

5- تصور می کند که دیگران به او حسادت می ورزند و خود نیز معمولا حسود هستند. 

6- ارتباط درست و حسابی با دیگران ندارد و فقط بدنبال آن است که دیگران چه کاری برای او می توانند انجام دهند. 

7- حرمت نفس پایین دارند و ناامن هستند{با وجود اینکه در بسیاری از زمینه ها خود را برتر از سایرین می دانند} 

8- حود را بسیار جدی و مصمم و یا بدون احساس نشان می دهد. 

نکته: اگرچه خودشیفتگی غالبا در رابطه با ظاهر و زیبایی است ولی ممکن است در زمینه های ثروت - شهرت و مقام و یا حتی رفتار ضد اجتماعی{تبهکاری و خلاف} نیز باشد.

 



سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ | 1:24 | بهنام وروایی |
مطالب قدیمی تر