از ظلمت خود رهاییام ده
هانیه_روزبهانی
🔹سالهاست که این جمله زیبا از تولستوی که در ابتدای رمان آناکارنینا نوشته است در ذهنم الهامبخش و پررنگ باقی مانده است:
«خانوادههای خوشبخت همگی مثل هم خوشبختند ولی خانوادههای بدبخت، هر کدام بدبختی مخصوص به خودشان را دارند.»
بار اول که این جمله را خواندم مصادیق زیادی به ذهنم آمد. تا آنجا که من دیده و شنیده بودم خانوادههای ناموفق، ناکارآمد یا ناخشنود هر کدام مشکلات و گرفتاریهای عجیب و غریب مخصوص خودشان را داشتند که به نوع خود واقعا منحصربهفرد بود. اما خانوادههای سالم و شاد سبک زندگیشان شباهت بسیاری به هم داشت و ظاهراً از الگوی یکسان یا حداقل مشابهی پیروی میکرد. (الگویی که افرادی مثل استیون کاوی درباره آن تحقیق کردند و کتاب هفت عادت مردمان موثر و همینطور هفت عادت خانوادههای کامروا از نتایج این تحقیقات است.)
🔹بعدها فکر کردم که همین موضوع درباره سلامت و بیماری هم صدق میکند. در حال حاضر صدها اختلال روانی عجیب و غریب در دنیا شناخته شده است. چند وقت پیش در کتاب آسیبشناسی روانی ماجرای دختری را میخواندم که «اختلال هویت تمامیت جسمی» داشت. در این اختلال افراد دوست دارند بدن سالم خود را ناقص کنند؛ این دختر هم از بینایی خود در رنج بود و آرزو داشت نابینا شود! حتی رواندرمانگرش را متقاعد کرده بود که اگر نابینا شود به آرامش میرسد و درنهایت هم این کار را کرد! میبینید چقدر خاص و عجیب است؟ اختلالات روانی روزبهروز متنوعتر و عجیبتر میشوند، افزایش پیدا میکنند، سندرمهای جدیدی ظاهر میشوند اما افرادی که سلامت روانی دارند (جدا از تیپهای شخصیتی و تفاوتهای طبیعی فردی)معمولا از یک استاندارد شناختی، هیجانی و رفتاری مشابه تبعیت میکنند. همین ماجرا راجع به تنوع و گستردگی بیماریهای جسمی هم صدق میکند، در صورتی که سلامت جسمی در همه جای دنیا تقریبا استاندارد واحد و مشابهی دارد.
🔹این موضوع من را یاد تفسیری میاندازد که جایی درباره آیه ۲۵۷ سوره بقره «اَللهُ وَلىُّ الَّذینَ ءامَنُوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ اِلَى النُّور...» خوانده بودم؛ در این آیه و آیات مشابه، همه جا ظلمت جمع بسته شده٬ اما نور به صورت مفرد آمده است و اشارهای ست به اینکه راههای نادرست متعددند و راه درست همیشه یکی است. پراکندگی و کثرت مسیر ظلمت است و یکپارچگی و وحدت مسیر نور.
درنهایت به نظر میرسد سلامتی، خوشبختی، آرامش و هرآنچه منتهی به حس و حال خوب است یک «مدل» ساده، کلی و یکسان دارد و هرچه خلاف آن است هزاران مدل. شاید تمام وظیفه ما در فرصت کوتاه زیستن، کشف کردن همان یک مدل است.
پ ن: از ظلمت خود رهاییام ده
با نور خود آشناییام ده
تا با تو چو سایه نور گردم
چون نور زسایه دور گردم