رشد مسئولیت عاطفی


✅ در فرايند رشد مسئوليت عاطفي،
اغلب ما سه مرحله را تجربه مي كنيم:

1️⃣ "بردگي عاطفي" يعني اعتقاد به مسئوليت در مقابل احساسات ديگران.

2️⃣ "مرحله نفرت انگيز" يعني امتناع از قبول اهميت احساسات و نيازهاي ديگران

3️⃣ "آزادي عاطفي" يعني قبول مسئوليت كامل احساسات و اعمال خودمان، نه احساسات ديگران زيرا مي دانيم كه نمي توانيم تحقق نيازهايمان را به عهده ي ديگران بگذاريم.

📚 برگرفته از كتاب:
ارتباط بدون خشنونت: زبان زندگي
✍ اثر مارشال روزنبرگ

حسین

روی دستش پسرش رفت ولی دینش نه;نیزها تا جگرش رفت ولی دینش نه; 

این چه خورشید غریبی است كه باحال نزار;پای نعش"قمر"ش رفت ولی دینش نه; 

شیر مردي كه در آن واقعه هفتاد و دوبار;دست غم بر كمرش رفت ولی دینش نه; 

هر طرف مينگري نام"حسین"است و حسین!ای بنازم به حسینی كه سرش رفت ولی دینش نه

.
هنگامی که در مورد افرادی داوری می کنید در واقع خود را توصیف می کنید و نه او را. قضاوت شما پیرامون دیگری چیزی درباره او بیان نمیکند و تنها نیاز شما را به شیوه ای که او را قضاوت می کنید افشا می کند.
.

کسی که قضاوت پیشه نیست و در پی عیب جویی و انتقاد و سرزنش دیگران نمی باشد از قضاوت و عیب جویی و سرزنش دیگران نگران نیست و این پاداش روان شناسانه ای است که از بابت داشتن این صفت پسندیده کسب میکند و بالعکس کسی که همواره قضاوت پیشه و در صدد عیب جویی و انتقاد و سرزنش دیگران است از قضاوت دیگران پیرامون خویشتن و عیب جویی و سرزنش آنان در خوف و هراس و در حال دفاع و آماده باش روانی است و این تنبیه روان شناسانه ای است که از بابت این صفت ناپسند دریافت میدارد.
.

کسی که عاشق است هرگز دیده خود را با بد دیدن آلوده نمیکند و زبان عشق زبان انتقاد و سرزنش نیست و نیز پیرامون بد زبانی و انتقاد های دیگران صبور است :
.

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
.

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
.

✅ در همین لحظه که من در حال نوشتنم، در گوشه ی دیگری از جهان، انسان های زیادی گرسنه اند.
اگر «ژان پل سارتر» بود می گفت من در برابر این گرسنگی مسئولم.
البته من اعتراض می کردم: من نمیدانم آنجا چه خبر است و برای تغییر وضع اسفبار موجود، کار چندانی از دستم برنمی آید. ولی سارتر می گفت این منم که انتخاب کرده ام بی خبر بمانم و به جای آنکه خود را درگیر این وضع اسفبار کنم، در این لحظه ی خاص فقط بنویسم. می توانستم فراخوانی بدهم و اعانه جمع کنم یا از طریق ارتباطاتی که در اصحاب رسانه دارم، توجه همگان را به وضع موجود جذب کنم، ولی انتخاب کرده ام آن را نادیده بگیرم.
من در برابر آنچه می کنم و آنچه انتخاب می کنم که نادیده بگیرم، مسئولم.


✍ اروین یالوم