روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP)
6 آوریل، 2018 توسط دکتر مریم حسینی
روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP)شکلی از روان درمانی کوتاه مدت است که در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی به همت دکتر حبیب دوانلو، دانشگاه مک گیل، از طریق پژوهش های تجربی و نوارهای ویدیویی ضبط شده از جلسات درمان حدود ۶۶۰ بیمار وی صورت گرفت. از آن زمان تا کنون شواهد پژوهشی متعدد اثربخشی این روش را تأیید کردهاند، و اشکال تعدیل یافتهای از آن به همراه شیوههای متعدد آموزشی آن توسط شاگردان دکتر دوانلو طراحی شده و گسترش یافتهاند. از نظر مالان (۱۹۸۰، نقل از قربانی، ۱۳۹۰) پس از کشف ناهشیاری پویشی توسط فروید، این روش بزرگ ترین پیشرفت در رواندرمانگری است. این روش درمانی از آنجا درمانگری پویشی نامیده میشود که همچون روان تحلیلگری تجربه احساسات واقعی، غلبه بر مقاومت و توجه دقیق به پدیده انتقال را مبنای خود قرار داده است اما مفهوم سازی آن از ناهشیاری، عوامل مهیا ساز آسیب شناختی و روش درمانگری از دیگر مفهوم سازی های تحلیل روانی متمایز است. محورهای این روش درمانی بر نوع رابطه درمانی و ماهیت افشا استوار است. موضع فعال درمانگر و به کارگیری صحیح فنون در این موضع سبب می شود تا بیمار در کوتاه ترین زمان عمق احساسات و افکار خود را شناسایی و لمس نماید. بدین منظور، این رویکرد دارای فرمول بندی و دستورنامه برای فر ایند درمانگری به ویژه در مصاحبه اول با بیمار است، و این پروتوکل مشخص است که به روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت ماهیتی فنی و مشخص می بخشد. این فرایند درمان به مراحل مشخص هفت گانه قابل تقسیم است که در خلال آن هر مرحله با مداخله خاصی از سوی درمانگر و پاسخی خاص از سوی بیمار مشخص می شود، فرایندی که دوانلو آن را " توالی پویشی" نامیده است.
فردریکسون در معرفی این روش در سایت انجمن ISTDP می نویسد 《 بیماران برای درمان مراجعه میکنند زیرا از نشانهها و مشکلاتشان رنج میبرند. برای پایان بخشیدن به این رنج، ما باید علت آن را جستجو کنیم؛ بنابراین در اولین قدم از بیمار میپرسیم که در مورد چه مشکلی از ما کمک میخواهد. سپس ما به دنبال موقعیت خاصی میگردیم که در آن این مشکل رخ داده است. با این جستجو، ما متوجه میشویم که بیمار به سبب اضطرابی که دارد از چه احساسی توسط مکانیسمهای دفاعی اجتناب میکند. این مکانیسمهای دفاعی باعث رنج او هستند. در این زمان ما میتوانیم به بیمار کمک کنیم تا بفهمد که در درمان باید چه کاری انجام دهد: ۱) دفاعهایی را که باعث ایجاد مشکلات و نشانههایش شده است ببیند و بخواهد بر آن غلبه کند، ۲) بهجای اجتناب با اضطرابش روبرو شود، ۳) احساساتی را که قبلاً از آنها اجتناب میکرده است تجربه (احساس) کند. اگر او با احساساتش روبرو شود و آنها را تجربه کند دیگر مجبور نیست از اضطراب و نشانههایش رنج ببرد و در نهایت میتواند بهجای استفاده از دفاعهای ناسازگار، احساساتش را به مسیرهای سازگارانه تری هدایت کند》
،، درد بخش اجتناب ناپذیر زندگی است. درد چیزی است که باید تحمل کنیم؛ درد قابل حذف شدن از زندگی نیست؛ اما رنج که توسط دفاعهایمان ایجاد میشود، چیزی است که ما میتوانیم بر آن فائق آییم،،
در مجموع، هدف ISTDP کمک به بیماران برای کنارگذاشتن الگوهای رفتاری خودتخریبگر و ناسالم، و رهایی از نشانههای فلج کننده نورز و همچنین تغییرات بنیادی در منش و شخصیت است البته این روش، نه صرفا به دلیل این که در مدت بسیار کوتاهی به رفع علایم اختلال و بازسازی شخصیت می پردازد، بلکه از آن جهت که به افزایش ظرفیت های بیمار در خودشناسی مستمرمی انجامد، اهمیت دارد و آثاری بس فراتر از رفع علایم اختلال خواهند داشت( قربانی، ۱۳۹۰).
《 رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) با بودا هم عقیده است که دفاعها باعث رنج میشوند زیرا آنها همیشه باعث مقاومت در برابر روبه رو شدن با واقعیت هیجانی در لحظهی کنونی میشوند. همچون بودیسم، این رویکرد درد را بخش اجتناب ناپذیر زندگی می داند. درد چیزی است که ما باید تحمل کنیم؛ درد قابل حذف شدن از زندگی نیست؛ اما رنج کشیدن که توسط دفاعهایمان ایجاد میشود چیزی است که ما میتوانیم در درمان بر آن غلبه کنیم》(فردریکسون