فروید معتقد بود که والایش، انطباقی‌ترین سازوکار دفاعی است. بنا به تعریف، والایش عبارت است از هدایت غرایز جنسی یا پرخاشگرانه به سمت فعالیت‌های اجتماعی مطلوب.

برای مثال، فردی عصبانی را تصور کنید که به جای آنکه عصبانیتش را نشان دهد یا حتی آن را در قالب سازوکارهایی دفاعی که کمتر جنبه انطباقی دارند (نظیر جابه‌جایی) بروز دهند، از خانه بیرون می‌رود و هیزم می‌شکند.

تماشای مسابقات فوتبال یا بوکس مطلوب‌تر از کتک زدن دیگران است. کوهنوردی یا داوطلب شدن برای خدمت در ارتش را نیز می‌توان نمونه‌هایی از والایش آرزوی مرگ تلقی کرد.

فروید حتی یک بار ساختن آسمان‌خراش‌های شهر نیویورک را نمادی از والایش انرژی جنسی تلقی کرد.

انتخاب شغل (مثلا ورزشکار، متصدی کفن و دفن، يا پرستار بخش اورژانس شدن) را نیز می‌توان از والایش بعضی از تمایلات غیرقابل قبول تلقی کرد.

ویژگی مثبت والایش این است که تا حدودی، امکان بروز تمایلات نهاد را فراهم می‌آورد و در این صورت، «خود» دیگر مجبور نخواهد بود انرژی‌اش را صرف مراقبت از نهاد کند.

فروید، بزرگ‌ترین دستاوردهای تمدن بشری را مرهون والایش موثر تمایلات جنسی و پرخاشگرانه می‌دانست.

📝رندی لارسن و دیوید باس
🎈کتاب روانشناسی شخصیت
بهنام وروایی

تلگرام @behnamvarvaei

اینستاگرام behnamvarvaei1365 


کانال تلگرام https://t.me/ravanpazhoh